مبین مامان مریم
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩  


کلمات کلیدی:
مبین طلا پسر بلا
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩  


کلمات کلیدی:
مبین بابا عیسی
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩  


کلمات کلیدی:
جدال سنت و مدرنیسم
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۱  

بالاخره تصمیم گرفتم یک پست بذارم! میدونم که در این زمینه تنبلی میکنم ولی خوب هر چی بیشتر فاصله میفته تمایلم به نوشتن وب کمتر میشه و هر بار با خودم کلنجار میرم که دختر جان دوران قلم و کاغذ دوست داشته باشی یا نه تموم شده! مجبوری از صفحه کلید استفاده کنی!

راستش من هنوز به شدت عاشق بوی کاغذ و قلمم و خود قلم به همون شکل سنتی برام تقدس داره. الان هم که حتی وقت کمتری دارم هر روز برای خودم یادداشت مینویسم و حتی باورتون بشه یا نه برای خاله ام که کاناداست نامه سنتی با کاغذ کلاسور و روان نویس مینویسم و میفرستم و هر چی بیل گیتس بنده خدا تلاش داره برای کامپیوتری شدن همه چیز، من و امثال من سر سختانه مقاومت میکنیم. البته نه اینکه از تکنولوژی و استفاده اون بی خبر باشم (مثلا سه ساله تقریبا تمام کارهای بانکیم رو اینترنتی انجام میدم) اما هنوز به خواندن و نوشتن به شیوه سنتی نیاز دارم. الان خیلی وقته که عیسی از موبایلش برای همه کار استفاده میکنه و کلی هم کتاب از طریق موبایلش میخونه که یه جورایی شگفت انگیزه به طور مثال کتاب نهج البلاغه آقای منتظری رو توی موبایلش داره و با وقت های پرتی که موبایل همراهشه کلی از اون رو خونده خیلی هم به من اصرار میکنه که تو هم بیا و از این دنیای جدید لذت ببر اما من چهار ساله گوشی موبایلم رو عوض نکردم و با اینکه هر روز باید شارژش کنم و کلی مشکل هم داره برای خرید گوشی جدید نمیتونم خودم رو راضی کنم.

خلاصه این جدال سنت و مدرنیسم یک جورایی در درون من همواره در جریانه و غالبا در این درگیری من یکی به نعل و یکی به میخ میزنم تا هر دو طرف رو راضی نگه دارم.

خیلی دوست داشتم یه عکس از مبین بذارم ولی خوب با اینترنت دایل آپ که من دارم صبر ایوب نیازه واسه این کار. دلم میخواد با عکس پسر خوشگلم پز بدم چون برای خودم هم باور کردنی نیست که این همه بزرگ شده و تازه افتخار میکنم که 6 ماهه اول زندگیش جز شیر مامانش رو نخورده و پهلوووون شده! از باباش کمک میگیرم و واسه پست بعدی عکسش رو لود میکنم.


کلمات کلیدی: