لذت غذای 2000تومنی
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢  

شاید آخرین باری که از این شجاعت ها به خرج دادم ده سال پیش بود. با لاله تازه وارد دانشگاه شده بودیم و یک روز که داشتیم از میدان آزادی رد میشدیم شدیدا تشنه شدیم و از اون نوشابه شیشیه ای ها گرفتیم از یک دستفروش میدان و با لذتی وصف ناشدنی در میان دود و بوق و همۀ مولفه های بی بدیل میدان آزادی سر کشیدیم.

چهارشنبه برای کاری رفتم بلوار کشاورز. سر ظهر بود و گرسنه بودم. مسلما قصد نداشتم که برم داخل هتل اسپیناس خودم رو مهمون کنم برای همین وارد یکی از اون ساندیچی های خیلی قدیمی کر و کثیف دوست داشتنی شدم و با 2500 تومن یک همبرگر مخصوص کاغذ پیچ با دوغ تحویل گرفتم و با خوشحالی بچه گانه ای تداعی گر آزادی از قید و بندهای سوسول مابانۀ خودم تا آخرش را خوردم جای همگی خالی. مخصوصا جای لاله. خیلی جالبه که هنوز توی تهران میشه با هزار و پانصد تومان هم غذا و نوشابه خورد!


کلمات کلیدی:
پایان یک دوران و آغاز دورانی دیگر
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٦  

دوره شیرخوردن مبین تمام شد. دقیقا دو سال و  یک هفته شیر خورد و حالا به راحتی تمام شد. وقتی هر کاری در زمان درست انجام بشه سختی نداره. مبین از عشق مامان به خودش مطمئنه و من هیچ کار خاصی برای پایان شیر دادن بهش نکردم.  اما سخته برای خودم که باور کنم این دوره زیبا تمام شد. من از دوره بارداریم هم خیلی لذت بردم و دوران شیردهی رو هم واقعا دوست داشتم. یک دوران شیرین به پایان رسید و یک دوران جدید برای هر دوی ما شروع شد.

تدریس کارگاه های جدیدی رو برای شهرداری تهران شروع کردم. حس خیلی خوبی دارم و کارهایی که دارم انجام میدم انرژی بهم میده. امروز داشتم متن سخنرانی استیو جابز رو دوباره میخوندم و حس کردم چه جالب همۀ دنیای اطرافم همین پیام رو بهم میده: کاری رو که عاشقش هستی دنبال کن

من عاشق موضوعات میان رشته ای هستم. پلی میان روانشناسی زنان و هر مساله دیگه ای که با عشق و علاقه به حوزه زنان متصل می کنم.  الان سه تا کارگاه رو شروع کردم. اول آموزش اقتصاد خرد میدم با استفاده از متدی که خودم طراحی کردم و بر اساس روانشناسی زنان تدوین شده، دوم کلاس ارتقاء آگاهی با استفاده از خرد زنانه و بر اساس داستان، و کارگاه سوم آشتی با بدن باز هم بر اساس روانشناسی زنان. 

امیدوارم همه چیز خوب پیش بره


کلمات کلیدی:
شهرزاد آمرکای لاتین
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥  

اگر مثل من عاشق کتاب هستید داستانهای اوالونا اثر ایزابل آلنده را از دست ندهید من که لذت بردم. 


کلمات کلیدی:
بلای فارسی وان
ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱  

این مطلب را هفته پیش در فیس بوکم گذاشتم:

در مورد بلای فارسی وان حتما زیاد شنیده اید. شاید هم تعریفش را زیاد شنیده اید و اصلا شاید همه مشتریش باشیم و خودمان بی خبر. گفتم بلا و یقین دارم بلایی است از انواع همان بلاهایی که بر سرمان آمده و خودمان بی خبریم. در این دو سالی که آمده جسته و گریخته دیده ایم این بلای آسمانی را شاید از هر 100 قسمتی 10 قسمت دیده ام و هربار دهانم باز تر از قبل مانده که چرا نمیشود جلوی این سیل خانمان برانداز را گرفت. چرا همه مان در مسیر سیل گلیم پهن کرده ایم و چایی میخوریم و بی خیال خفگی مان شده ایم؟

حالا همه بی اخلاقی ها یک طرف، جدیدا تنها بازمانده دین در کشور ما را هدف گرفته اند. خدا را شکر که در این سالها از همه کمتر به قرآن پرداخته ایم. میگویم خدا را شکر و البته میدانم که این از صد لعنت برای خودم بدتر است اما همیشه از هر کجا که ناامید میشدم با خودم میگفتم هنوز کتاب خدا را آنقدر نخوانده اند که بازیچه شب و روزشان شود و حداقل کسی بر متن آن دست نمیبرد حتی اگر غلط ترجمه کنند و غلط تر تفسیر، باز میتوانی عربی یاد بگیری و اصل کلام خدا را بخوانی و...

این سریال "همسان" مثل بختکی روی گلویم افتاده و نفسم را گرفته. فکرش را هم نمیکردم که اینها اتفاقا اصل متن را هدف گرفته اند و تازه لزومی ندارد که به اصل متن اشاره کنند. هر غلط و بدتر از غلطی که کردند (ای کاش دستم باز بود برای فحش دادن حداقل دلم خنک میشد!) آخرش میگویند: کتاب خدا اینجوری گفته !!!

پناه بر خدا. نمیدانم از کی تا به حال خدا مجوز داده که زن موقع ازدواج حق نظر ندارد و اگر بله را به زور بگوید ازدواج خیلی هم درست است و اگر طلاق دادندش در خانه زندانی میشود و حتی اگر سه طلاقه شده بود به زور شوهر دوباره میدهند و دوباره به زندان خانه بر میگردد و...

سازندگان اسپانیایی زبان و هنرپیشه های غیرمسلمان چنان دروغ ها را واقعی میبافند که آدم حیرت زده می ماند. از وهابی ها جلو زده اند این مراکشی ها! خوب ما هم که حوصله نداریم برویم این کتاب خدا را بخوانیم ببینیم اینها راست میگویند یا نه؟ اصلا چه اهمیتی دارد خدا چه گفته؟ حتما همین هاست دیگر. برای همین بی دین شدن کلاس دارد. آدم برود مسیحی شود اصلا! حالا چه مهم که این مسیحی ها زن را مظهر گناه و خلقت اضافه بر سازمان و رفیق شیطان و اصلا خود شیطان میدانند. کی حوصله تحقیق و بررسی دارد؟ مهم این است که خارجی اند و کلاس دارند و الان تبلیغشان همه عشق و محبت است. جوری که آدم فکر میکند قرون وسطی افسانه بوده لابد.

همه اینها اصلا چه اهمیتی دارد. فعلا همه مان در مسیل خوابیده ایم و تخمه میشکنیم و سریال میبینیم و منتظریم تا سیل زودتر بیاید و خفه مان کند. فوق فوقش پتو را میکشیم روی سرمان تا خوف امواج یک وقت خدای نکرده باعث نشود از جایمان تکان بخوریم.


کلمات کلیدی: