جلسه اول کارگاه مادری و جای همگی خالی!
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠  

هنوز طعم خوش کلاس دیروز رو دارم مزه مزه می کنم. کلاس که نه یک جمع زنانه دوست داشتنی شامل دو سیما، سه مریم و یک هانیه!!! نشستن در باغ خدا میان صداهای خوش آهنگ جواهرات باغ خدا .... گرفتن دستان مهربان دوستان و پای برهنه بر علف های تازه زاده شده در بهار گذاشتن.... به من که خیلی خوش گذشت. کارگاه مادری را با با حلقه زدن و دست در دست هم گذاشتن و پای برهنه را به آغوش مادر زمین دادن آغاز کردیم. چند تا نکته از کلاس را با شما دوستان عزیز به اشتراک می گذارم. 

بخشی از روح مادرانه در جدال با از دست دادن است و توان دوباره ساختن. چه این از دست دادن فقدان کودکی باشد و یا کاری و یا ایده ای ... هر چیزی که برای ساختنش زحمت کشیده ای و رنج برده ای...

مادری جدالی تلخ و دردناک دارد برای پذیرش از دست رفته ها و سوگواری و جمع کردن توان و دوباره ساختن و هیچ کاری مثل باغبانی این آئین را در عمل وارد زندگی نمی کند.

یک باغبان منتظر زمان مناسب کاشت می ماند

دانه ها را انتخاب می کند

عمق خاک را می سنجد

دانه ها را بادست خودش می کارد و می پوشاند و تغذیه می کند و صبر می کند...

رشد را می بیند و شاهد خزان و زمستان می شود

زمستان و مرگ گلها را می پذیرد و باز برای بهار صبر می کند 

او بهتر از همه چرخه زندگی /مرگ/ زندگی را می فهمد

هیچ کس سوختن و خاکستر شدن مزرعه اش را دوست ندارد اما آتش زدن مزرعه ای که پر از کار نیمه تمام و فرزندان سقط شده و حتی علف های هرز توقعات دیگران و پشم و هم چشمی و ... است می تواند سر آغاز یک زندگی جدید باشد

دعوتی برای نو شدن

آتش همه چیز را به جهتی تازه هدایت می کند به سوی یک زندگی تازه...

"گاهی در زندگی تنها تغییر مسلم این است که تغییری در پیش است "(دکتر کلاریسا پینکولا استس)

 


حس خوب خیس
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸  

دیروز برای اولین بار توی زندگیم دیگه طاقت نیاوردم که فقط نظاره گر بارون باشم. از ماشین پیاده شدم و شروع کردم به خندیدن و راه رفتن زیر بارون این خیس شدن اونقدر کیف داشت که اثرش رو مثل رطوبت تا عمق وجودم حس کردم. 

فردا جلسه اول کارگاهه دوستان عزیزی که ثبت نام کردند آمادگی گل بازی و باغبونی داشته باشند. برای پرورش یک ایده باید از مرحله کاشت شروع کنیم! :)

یادتون باشه که 

دانه نو 

وفادار است

او در محل هایی 

که از همه خالی تر است

ریشه های عمیق می دواند

سی پی استس

 


کلمات کلیدی:
در مراسم تقدیر از برترین زن کارآفرین مسلمان
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٤  

دیروز در مراسمی حضور یافتم که از جهات مختلف باعث افتخارم بود. خانم مقیمی را زنان کارآفرین و بازرگان تهران به خوبی می شناسند. ایشان به تازگی موفق به دریافت جایزه برترین زن کارآفرین جهان اسلام در میان 56  کشور مسلمان شده و به همین مناسبت دیروز عصر در اتاق بازگانی تهران مراسمی برای تقدیر از ایشان برگزار شد.

نمیدانم به چه علتی ! اما از من هم برای صحبت در این مراسم دعوت شده بود. زنان و مردان زیادی برای تبریک و تقدیر آمده بودند اما سهم زنان از سخنرانی مراسم به کوچکترین فرد جمع (چه از نظر سن و سال و چه از نظر جایگاه  علمی و اجتماعی) یعنی من رسیده بود. راستش کلا برای حضور در جمع های بزرگ استرس ندارم . مشکلی هم برای حرف زدن ندارم. همیشه زود میروم تا با نشستن در فضا با روح جمع رابطه بگیرم و حس راحتی پیدا کنم. مراسم با صحبت مهندس راسخ عضو اتاق بازرگانی آغاز شد و در ادامه مهندس میرمحمد صادقی نایب رئیس اتاق صحبت کرد.

به وضوح زمزمه های ناخشنودی خانمها را می شنیدم. در قلب جمع نشسته بودم و میدیدم که خانمها از اینکه تنها آقایان درباره موفقیت یک خانم حرف می زنند ناراحت هستند. به خصوص که یکی از سخنرانان در لا به لای صحبت هایش گفت: ایشان بر خلاف سایر خانمها هرگز از جذابیت های ظاهری خود برای کسب موفقیت استفاده  نکرده است! شنیدم که یکی از خانمها گفت کاش می شد همین الان به نشانه اعتراض جلسه را ترک کنیم. اما خوشبختانه فرد دیگری برای صحبت آمد که آب سردی بر این تب ایجاد شده ریخت.

آقای مهندس خلیلی پدر صنعت ایران و پیرمردی که به جهات مختلف مورد تحسین است. نامش آشنا به نظر می رسید اما قبلا او را ندیده بودم. مدام با خودم فکر می کردم که کجا اسم و رسم .و تعریف این پیرمرد نازنین را شنیده ام؟ در صحبت هایش گفت که 60 سال برای تهران کار کردم و تهران سرطان ریه را به من هدیه داد. صدایش خیلی ضعیف شده بود اما خودش با روحیه و استقامت صحبت می کرد. سخنران بعدی آقای پور فلاح بود و بعد نوبت به من رسید. خیلی کوتاه حرف زدم. شاید 3 دقیقه و تنها به دو نکته اشاره کردم. یکی اینکه لطفا آقایان به رابطه پیامبر رحمت و مهربانی با همسر بزرگوار خود حضرت خدیجه که بازرگان بی نظیری بود توجه داشته باشند. اینکه پیامبر مدیدیرت بازرگانی و ریاست تجاری ایشان را به راحتی می پذیرد و تا پایان عمر مبارک خود دست از ستایش خدیجه بر نم یدارد. این درس بسیار بزرگی است برای مردانی که حتی مدعیند زنان نباید بر مردان مدیریت کنند! و در بسیاری موارد هوش اقتصادی همسر خود را به تمسخر می گیرند. نکته دیگر اینکه مادری یک کیفیت زنانه است نه یک وضعیت صرفا بیولوژیک و رسوخ اخلاق و تفکر مادرانه (از تولد یک ایده گرفته تا پرورش آن و حمایت و به ثمر رساندن آن) در مدیریت و شیوه های تجارت مساله ای است که دنیا به آن نیازمند است. اینکه ما زنان باید دست خواهری به سوی هم دراز کنیم و اجازه دهیم تا جامعه زنانه در کنار هم رشد کند. سخنران آخر مراسم آقای دکتر فیض بخش استاد کارآفرینی بود. خیلی برایم جالب بود که حرف هایم را تائید کرد و حتی از شیوه های مدیریتی جدید مادرانه در دنیا صحبت کرد. آنچه مرا بسیار شرمنده نمود اعطای لوح های مشابه تقدیر به سخنرانان از طرف خانم مقیمی بود. تابلوهای سبز زیبایی اثر دست یک زن هنرمند. وقتی مراسم تمام شد دیگر یادم آمده بود که نام مهندس خلیلی را کجا شنیده ام. به او نزدیک شدم و آهسته گففتم: مطمئنم که شما پدربزرگ همسر من مرحوم دکتر تقی ابتکار را می شناسید. با شنیدن نام بابا تقی گل از گلش شکفت. سرطان صدایش را خیلی ضعیف کرده برای همین سرش را نزدیک گوشم آورد و گفت معلوم است که میشناسم ایشان دوست بسیار عزیزم بود و البته در ادامه جمله بسیار مهربانانه ای خطاب به من گفت که از ذکر آن معذورم! 

حضور در این جلسه انرژی بسیار خوبی داشت. از اینکه سهم زنان را (هر جند کوچک و محدود) برای صحبت بر عهده گرفتم خدا را شاکرم و از اینکه مورد محبت مرد نازنینی چون مهندس خلیلی واقع شدم خوشحالم. 

چند روزی بیشتر به شروع کارگاه نمانده بزودی برای دوستان عزیزی که تشریف می آورند یک پست می نویسم.


اطلاعیه کارگاه مادری
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤  

دپارتمان صلح درون به نمایندگی از مرکز صلح و محیط زیست برگزار می نماید:

کارگاه مادری

سرفصل این کارگاه سه جلسه ای تاثیر کیفیت مادرانه بر رشد و خلاقیت است. برای حضور در این کارگاه هیچ نیازی نیست که مادر باشید یا حتی قصد مادر شدن در آینده نزدیک را داشته باشید. مادر شدن بیولوژیک فقط یکی از ابعاد گسترۀ مادری است. کافی است قصد داشته باشید که خود را در این بهار دل انگیز با مادر زمین آشتی بدهید. یکی از اهداف کارگاه آماده کردن بذر های درونی برای رشد است.

رشد کردن از آسمان آغاز نمی شود. برای جوانه زدن باید مدتها به اعماق تاریک و نمور زمین پناه برد و آنگاه آهسته و آرام و با احتیاط انرژی را جمع کرد و سر از خاک بیرون آورد. باید صبر داشت تا ریشه ها  به اطراف وسعت یابد و صبر کرد تا ساقه برای نگاه داشتن شاخه ها تناور شود. اگر ساقه و ریشه ضعیف باشد از برگ و بار خبری نیست.

پس به خاک می شویم، خود را پنهان می کنیم و با مادر زمین به گفتگو می نشینیم. طلب آب و غذای روح می کنیم و در آغوش او می مانیم، بی های و هوی تا زمان جوانه زدن فرا رسد.

کارگاه مادری در ادامه  به معجزه آتش و پختن ایده ها و عقاید می پردازد. اینکه وقتی ایده جوانه زد چگونه از آن مراقبت کنیم تا پخته و آماده شود. و در پایان آسیب های نداشتن کیفیت مادری در زندگی شخصی مان را به گفتگو می گذاریم.

محل برگزاری:  این کارگاه در فضای آزاد بنیاد حضرت زینب برگزار می شود. آدرس بنیاد زینب: خیابان پاسداران ، خیابان اقدسیه، کوچه نیلوفر، پلاک 5

زمان برگزاری: جلسه اول روز سه شنبه تاریخ 29 فروردین، جلسه دوم سه شنبه 12 اردیبهشت (این بدان معناست که سه شنبه 5 اردیبهشت را کلاس نداریم!) و جلسه آخر سه شنبه 19 اردیبهشت . ساعت برگزاری کارگاه عصرها از  ساعت 17 تا ساعت 19:30دقیقه است.

شرایط ثبت نام: حداکثر تعداد شرکت کننده 10 نفر خواهد بود . هزینه کارگاه مبلغ 75 هزار تومان است که می بایست تا قبل از شروع کلاس ها به حساب خانم معصومه جرنگی نماینده مرکز صلح و محیط زیست واریز گردد. شماره های حساب خانم جرنگی عبارتند از  کارت بانک صادرات شماره 6037691706259116  و نیز شماره کارت بانک ملی 6037991402437044

دوستانی که تمایل به شرکت دارند برای کسب اطلاعات بیشتر لطفا به من ایمیل بزنند یا به شماره 09384986555 با ذکر مشخصات خود اس ام اس بزنند. 


کلمات کلیدی:
سرآغاز هر کار نام خداست....
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٤  

خوب بالاخره از تعطیلات با سلام و صلوات خارج شدیم و ان شاءالله زندگی دوباره از سر گرفته می شود! راستش من که مثل همیشه در تعطیلات مطلقا هیچ کاری نکردم و حتی به برنامه هایی که ریخته بودم فکر هم نکردم.

حالا از شوخی گذشته تنها چیزی که در طول عید به آن فکر کردم برگزاری کارگاه مادری برای اولین بار بود. خبر مهم دیگر شکل گیری دپارتمان صلح درون به عنوان کارگروه تخصصی روانشناسی تحلیلی (یونگ) در مرکز صلح و محیط زیست است که مدرسین آن اینجانب و آقای همسر جناب مهندس عیسی هاشمی هستند. اگر خدا بخواهد به زودی اخبار بیشتری در این باره می شنوید. اطلاعیه مربوط به برگزاری کارگاه را در پست بعدی آورده ام.


کلمات کلیدی: