اهم اخبار!
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٦  

بالاخره از سرماخوردگی شدیدی که منجر به چرک کردن ریه هام شد خلاصی پیدا کردم.

دارم کتاب روان درمانی اگزیستانسیال دکتر اروین یالوم رو میخونم. کتاب خیلی عالی و عمیقی است و فعلا یک هفته ای است که مرا با مفهوم مرگ در زندگی انسان شدیدا درگیر کرده است.

دنبال یک کلاس خوب مجسمه سازی (در حقیقت گل بازی!) می گردم اگر کسی از دوستان آشنایی دارد معرفی کند لطفا.

ترجمه کتاب دکتر وودمن را ادامه می دهم در حالی که خیلی به مجوز گرفتنش امیدی ندارم اما زیبایی کتاب باعث میشه که به ارشاد فکر نکنم.

کتاب ها و متون انگلیسی زیادی امسال خریداری کردیم که برای دپارتمان صلح درون استفاده می کنیم و خواندن و گوش دادن همین ها هم در ترافیک های همیشگی تهران کار هیجان انگیزی است.

این بود خلاصه خبرها! 

تا بخش بعدی خبر.... 

خوشحال باشید!! :)


کلمات کلیدی:
توزیع فرزانه در شهرکتاب مرکز
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٥  

دوستان عزیزم. گاه به گاه به وبلاگ روانشناسی زنان سربزنید لطفا تا انگیزه آپ کردنش بالا برود! :)

توزیع فصلنامه دوزبانه فرزانه، ویژه مطالعات و تحقیقات مسایل زنان از هفته پیش در شهرکتاب مرکز واقع در خیابان شریعتی بالاتر از چهارراه معلم آغاز شد. از شماره 13 تا 19 فصلنامه موجود است. فصلنامه فرزانه به هیچ نهادی وابسته نیست و با وجود 17 سال سابقه کار امکان تبلیغ هم ندارد. لطفا اگر به شهرکتاب مرکز سرزدید از بخش مجلات و یا آقای سروآزاد سراغ مجله را بگیرید و در صورت موجود نبودن سفارش بدهید تا تهیه کنند.

در شماره 13 مقاله ای در مورد معرفی کتاب آن زن (داستان اروس و سایکی) آقای دکتر رابرت جانسون داشتم و در شماره 19 هم مقاله ای درباره روانشناسی کهن الگویی دارم.

اگر خیلی موجبات تعجب و تشکک!!!! دوستان فراهم نشود، همچنان خوشحال هستم! 


زندگی طنز یزرگی است!
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٩  

زندگی به نظرم خیلی خنده دارتر از گذشته شده

کلا به همه چیز میخندم

و تقریبا

هیچی رو جدی نمیگیرم

همیشه شعبون!

یه مدت هم رمضون!

چه اشکالی داره؟! :)


کلمات کلیدی:
تجربه های جدید
ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٦  

به این نتیجه رسیدم که باید با دستام و چشمام کاری غیر از خوندن و نوشتن انجام بدم. نوشتن رو دو ماهه تعطیل کردم.

خواندن را هم مدتهاست که عملا متوقف کرده ام یعنی در مقایسه با گذشته هیچی نمیخونم. تنها کاری که فعلا جایگزین اینها شده کوهنوردی است. دیروز جایی کوهنوردی کردم که قبلا از نگاه کردن بهش هم نفسم بند می اومد و می ترسیدم. حس خوبی داره اما هنوز کارهای زیادی هست که با دست و پام و چشمام باید انجام بدم که تا حالا تجربه نکردم.


کلمات کلیدی: