شروع دوباره و انرژی مضاعف
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳۱  

نمی دانم چه سری دارد ولی من هر وقت از خودم کار بیشتری میکشم نتیجه خیلی بهتری میگیرم. واقعا فکر نمی کردم که بتوانم بعد از پنج سال دوباره ورزش کردن را شروع کنم ولی خوشحالم که امتحان کردم و حالا احساس سرخوشی می کنم.

صبح زود قبل از کلاس فرانسه میرم باشگاه. عضلاتم خیلی ضعیف شده چون من قبلا همیشه ورزش میکردم. یادمه از وقتی 7-8 ساله بودم ایروبیک رو شروع کردم و بعدها بدمینتون و بسکتبال رو اما مثل همه بچه مثبت ها وقتی ساعت باشگاه و کلاس ریاضی تداخل پیدا کرد تیم بسکتبال رو ول کردم. الان هم که دیگه چند سال بود ورزش نکرده بودم. 

نمیدونم شما هم مثل من با فشار حالتون بهتر میشه یا نه؟ کلا برای من یک حد نرمالی از فشار و استرس عامل رشد و پیشرفته.

دیروز کرج بودم. طبق عادت هر چند وقت یکبار به محله ای که دوره دبستان و راهنمایی اونجا بودم سر می زنم. یک پیرمرد ساندویچ فروشی اونجاست که الان 45 ساله در اون مغازه کار میکنه. یادمه بچه که بودم میرفتم ازش ساندویچ میگرفتم تا بعدا مامانم پولش رو بده. خیلی خوش اخلاق بود. تا دو سال پیش خودش کار میکرد توی مغازه اما دیروز دیدم که جلوی مغازه نشسته و نمی تونه دیگه راحت حرف بزنه. دلم گرفت. عمر چقدر سریع میگذره.


کلمات کلیدی:
ادامه کارگاه های تحلیل قصه
ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧  

این همسر جان ما (حضرت سید عیسی هاشمی) هم بد رقیبی از کار درآمده! یعنی کارش اونقدر خوب و عمیقه که من گاهی دلم میخواد از حسادت موهام رو بکنم! 

حالا از شوخی گذشته سری دوم کلاس تحلیل قصه با متد روانشناسی یونگ بر محور جدیدترین اثر صوتی خانم دکتر استس (که به دلیل صوتی بودن در ایران عرضه نمی شود) یعنی Dangerous old women در جریان است. سری اول کلاسها در زمستان سال گذشته برگزار شد. سری دوم که تا کنون 4 جلسه اش برگزار شده درباره قصه معروف سفیدبرفی و هفت کتوله بود و به دلیل تقاضای شرکت کنندگان سری سوم آن بلافاصله پس از اتمام این دوره آغاز خواهد شد. 

از فردا هم به امید خدا کلاس اسطوره زنان یا بهتره بگم شناخت شخصیت های زنانه را آغاز میکنیم. امیدوارم خدا کمک کنه و کار خوبی ارائه بشه.

این روزها زبان فرانسه را هم شروع کرده ام و مدام با خودم می گویم ای کاش همان 15 سال پیش این کار را می کردم و دیگر پیر شده ام و از این حرف ها که چشمم می افتد به خانم همکلاسی 55 ساله که دخترش فرانسه است و با انگیزه و اشتیاق مشغول یادگیری است و اونوقت از خجالت هم که شده ادامه میدم!


سخنرانی دکتر کارولین میس بخش دوم (کهن الگوی مادری)
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤  

واقعا نمیدونم که سرعت اینترنت قراره بدتر از این همه بشه یا نه؟! به هر حال واقعا اذیتم کرد. باز هم مجبورم به علت کمبود وقت ترجمه هم زمان رو اینجا قرار بدم که مسلما از نظر ویرایشی و حتی انتخاب لغت مثل چکنویس می مونه و مطمئن هستم دوستان خوبم این رو درک می کنند.

" روسیه و آمریکا به عنوان مادر و پدر روان سیاسی بشر به جای ازدواج به یک نوع همزیستی مسالمت آمیز رسیدند و همین مساله در سطح جهانی هم به نوع دیگری نمود پیدا کرد. حال می توان دید که این کهن الگوها در تمام ابعاد نقش دارند. نکته این است که الگوها را تنها در روان فردی نبینیم بلکه آن را همه جا در کار و زندگی خود ببینیم. اما در عین حال تهدید آمیز هم هست که شما کسی را در زندگی خود وارد کنید اما به او تنها به عنوان بخشی از نقشه زندگی کهن الگویی خود نگاه کنید و با خود بگوئید اگر من درس خود را بگیرم دیگر به وجود این آدم در زندگی ام نیازی نخواهم داشت و همین مساله نگاه کهن الگویی را خطرناک می کند. 

گایا مادر زمین یک کهن الگوی بسیار واقعی، قدرتمند و زنده است. من شنیده ام که گاهی مردم می گویند. مادر زمین عصبانی است. سیل، زلزله، سونامی و سطوح آلودگی و همه اینها را نشانه های خشم او میدانند.

گسترش مفهوم گایا در روان جمعی بشر آرماگدون است. و نیز گسترش بخش سایه را موجب می شود زیرا تمام کهن الگوها سایه هم دارند. درست مانند مادر تغذیه کننده که سایه اش می شود مادر محدود کننده و کنترل کننده.

بخشی از آنچه در گایا وجو دارد آرماگدون (یک مساله آخر الزمانی در مسیحیت) است و علت استدلال من پیشگویی های درباره طبیعت است که در انجیل وجود دارد و حتی در متون غیر انجیلی مانند پیشگویی های نستراداموس.

گایا یک خدابانوست. یک خدابانو  هم وجود دارد به نام مدانا که او هم بخشی از معبد پانتئون بوده و او هم وجهی از کهن الگوی مادر است. کهن الگویی که در یک پخش از اسطوره واقعا وجود داشته و مادر است و مادر محافظ زمین است. یک نکته خیلی جالب درباره مدانا  این است که او خیلی توسط فرهنگ مسیحیت محافظت شده ولی در این مذهب متوقف نمانده و به سراغ اسلام و یهود هم رفته و به مذهب خاصی تعلق ندارد. من عاشق او هستم. او بچه ها را دوست دارد و الگوی مادر و کودک الهی را نمایندگی می کند. در شیوه عمل او بچه ها را ترجیح میدهد زیرا کودکان معصوم و پاکند. وقتی او به کودکان پیام می دهد آنها حتما پیام را منتقل می کنند چون نگه داشتن آن برایشان خیلی پیچیده و دشوار است. مادر الهی یک نیروی بسیار واقعی است. و بخشی از روح گایا است. مادر الهی که پس از مدتها به زمین بازگشته است. یک وجه دیگر گایا، کالی نام دارد. وجه عصبانی گایا. در  مذهب هندو  ما یک خدابانوی عصبانی داریم (همانگونه که باید داشته باشیم) و بخشی از ما به عنوان موجودات مونث را نمایندگی می کند که این حق را دارد که خشم را ساطع کند. وقتی چیزی در مدیریت زندگی ایراد دارد او عصبانی می شود. ما میتوانیم با این وجه ارتباط بگیریم و آن را درک کنیم. ما نیاز به عدالت داریم. عدالت ایجاد شده توسط یک نیروی برتر که به مدیریت زندگی ما مرتبط است. این بخشی از قوانین گونه ما به عنوان زنان است. برخی از زنان یک قراداد با کالی درون خود دارند. زنی مانند جین گودال که روی شامپانزه ها مطالعه می کند و در جنگل های آفریقا تلاش می کند که از این گونه حیوانات محافظت کند. او یک خدابانوی کالی در زندگی واقعی است که برای زندگی مبارزه می کند. این زنان خدابانوانی مانند کالی هستند و اگر شما در درون خود احساسی مانند این چه گفتم دارید، عشق به زمین و زندگی این کالی است که در درون شما زیست می کند. کالی را در رگ های خود دارد. این خدابانوان بسیار قدرتمند هستند. ما کوان ین را داریم که خدابانوی شفاگری است و زنانی هستند که کوان ین در رگ هایشان جاری است. هیچ زنی نیست که تحت حمایت و مراقبت یا در گروه یکی از این الهه ها نباشد. "

این سخنرانی جدید است و فکر میکنم در یک فضای دوستانه گفته شده و آنچه من دارم احتمالا کل آن نیست زیرا در جایی پایان می گیرد که حرف دکتر میس تمام نشده است. 


آدرس محل برگزرای کلاس اسطوره زنان
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٤  

دیروز این سرعت اینترنت پدرم را درآورد. مطلب خانم دکتر میس را به صورت آنلاین و هم زمان با گوش دادن ترجمه می کردم و همان لحظه هم در وبلاگ تایپ می کردم اما سرعت اونقدر پائین بود که هفت دقیقه اش دو ساعت طول کشید! متاسفانه قابل دانلود هم نبود. یعنی من بلد نبودم!  امشب قسمت دوم رو میذارم. 

آدرس محل برگزاری کلاس که از پنجشنبه به امید خدا شروع می شود.

خیابان شهید مطهری بعد از بزرگراه مدرس خیابان شهید علی اکبری(پارسا)جنب آتش نشانی سوله ستاد مدیریت بحران منطقه هفت سالن اجتماعات


ترجمه یک سخنرانی از دکتر کارولین میس درباره کهن الگوی مادری(بخش اول)
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳  

خانم دکتر کارولین میس روانشناس یونگ و متخصص الیهیات را قبلا در وبلاگ معرفی کرده بودم. دوست نازنینم خانم دکتر مارسی متس این سخنرانی را امروز برایم فرستاد و ترجمه اش را به شما دوستان خوبم تقدیم میکنم.

" کهن الگوی مادری بی نهایت پیچیده است و وجوه متعددی دارد. مادر تغذیه کننده، مادر الهی، مادر سوء استفاده کننده، مادر رهاکننده و گایا (مادر زمین). اینها معروفترین کهن الگوهای مادری هستند اما انواع دیگری هم ایجاد شده است. مادر تخدیر شده که در واقع یک مادر معتاد است و مادر کارمند. اینها انواعی است که قبلا وجود نداشته اما همراه گسترش فرهنگ از آن منتج شده است. اینها هنوز تبدیل به کهن الگوهای قوی و پایدار نشده اند اما امکان دارد که جهت گسترش فرهنگی به آنها قدرت بدهد و پایدارشان کند. از طرفی این امکان هم وجود دارد که دوباره جذب کهن الگوی قدرتمند مادر اعظم شوند و از میان بروند.

مادربزرگ هم یک کهن الگوی مادری است که همیشه بوده و تا زمانی که مادری باشد مادربزرگی هم خواهد بود. من خودم مادر نیستم اما یک مادر خوانده خوب و رویایی برای شش برادرزاده و خواهر زاده ام هستم. آنها فکر میکنند که من قصر جادویی و یک باغ جادویی دارم که به نظر آنها خیلی بزرگ است. آنها مدام مشغول قایم موشک بازی هستند و این یکی از کارهایی است که می تواند خاله ها را دیوانه کند. اما در هر صورت من یک مادر خوانده رویایی هستم.

حالا اجازه دهید به شما نشان بدهم که تا چه حد کهن الگوی مادری قدرتمند است. شما می توانید به تاریخ نگاه کنید و ببینید که آنیما و آنیموس چگونه خود را به صورت کهن الگوی قدرتمندی در روان بشر نشان داده اند. در طول تاریخ شرق نقش آنیما و غرب نقش آنیموس را ایفا کرده است و حتی در چند دهه اخیر این نقش به جغرافیای سیاسی هم راه پیدا کرد جایی که مادر روسیه و عمو سام پدید آمد و ازدواج اینها نتایج خیلی بدی داشت. روسیه مادری محدود کننده بود که پانزده ملت را در اتحاد جماهیر شوروی زیر سلطه داشت و به نوعی آنها را مصرف و از آنها سوء استفاده می کرد. و عمو سام یک مدل بسیار متفاوت از یک پدر بود. مشکل او این بود که خیلی مغرور بود و دهانش را به روی خیلی چیزها بست. نتیجه ازدواج اینها وحشتناک بود چون آنها کنترل همه چیز را بدست گرفتند. در طول این ازدواج نادرست سایر ملل مجبور بودند هر چه این مادر و پدر می خواستند انجام دهند زیرا آنها شریانهای مالی و توان هسته ای را در دست داشتند. و کشورهای دیگر دنیا نمی توانستند با این مادر و پدر انحصارگر مقابله کنند. البته زمانی رسید که این کشورها نگران شدند زیرا اگر این مادر و پدر عصبانی می شدند همه کشورها به دردسر می افتادند. اتفاقی که افتاد این بود که مادر و پدر کهن الگوی زندگی مشترک را پایه گذاری کردند و زندگی مشترک جهانی را پایه گذاشتند. یک موهبت یادگیری دانش کهن الگوها این است که می توانی به دنیا نگاه کنی و فقط خودت را نبینی بلکه الگوهای حاکم بر روان جهانی را هم ببینی. اینکه الگوها را بخشی از رویداد ها، کار و همه چیز زندگی ببینی. اما دیدن این الگوها در زندگی فردی می تواند خیلی هم خطرناک باشد. اینکه تو فردی را در زندگی ات ببینی و بگویی تو فقط بخشی از الگوی آرکی تایپی من هستی و اگر من درس خود را فرا بگیرم دیگر به وجود تو در زندگی ام نیازی نخواهم داشت. این چیزی است که نگاه کهن الگویی در زندگی فردی را خطر آفرین می کند. 

گایا یعنی مادر زمین یک کهن الگوی بسیار زنده، قدرتمند و واقعی است. او زنده است. من شنیده ام که مردم می گویند مادر زمین عصبانی است. او طوفان و سیل و زلزله می فرستد تا به ما نشان دهد که از سطح آلودگی که در دنیا ایجاد کرده ایم ناخشنود است. گسترش آگاهی گایا اتفاق افتاده و گسترش سایه آن هم اتفاق می افتد. همه کهن الگوها سایه دارند. سایۀ مادر تغذیه کننده و حمایت کننده مادر محدود کننده و کنترل گر است. در فرهنگ ما زنی مثل دانا رید هست که نماد مادر کامل شده و همه دلشان می خواهد مثل او کامل به نظر برسند. بخشی از آنچه در گایا وجود دارد، آرماگدون است. و چرا من این را می گویم؟ چون اگر به پیشگویی انجیل نگاه کنیم  پیشگویی هایی درباره طبیعت وجود دارد. پیشگویی های درباره طبیعت به شکل جالبی در پیشگویی های غیر انجیلی مثل نستراداموس هم آمده است. گایا یک خدابانو است و 

ما خدابانوهای دیگری مانند مدونا  را داریم که او هم بخشی از معبد پانتئون بود."

این مطلب کمی طولانی شد برای همین قسمت دوم را در پست بعدی می گذارم.


زنجیره زخم ها را قطع کنیم
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٠  

دیروز کارگاه مادری به پایان رسید و باید از همراهی روح های عزیز شجاعی که در این دوره همراهم بودند باز هم سپاسگذاری کنم. مخصوصا از هانیه عزیز که فکر میکنم بیشتر از همه ما اذیت شد و از مریم علیجانی عزیز که با توجه و هدیه دست ساز زیبایش مرا شرمنده کرد. 

دیروز وقتی به رسم هر جلسه خواستم پا برهنه کنیم و زمین را لمس کنیم و از خدا بخواهیم تا برکت و رحمت خود را شامل حالمان کند، حس کردم به سکوت نیاز داریم. وقتی سکوت کردیم تازه متوجه شدیم که چه غوغایی در این باغ کوچک برپاست و ما گوش نمی دهیم! پرندگان باغ خدا گفتگوی مفصلی داشتند و باد هم هم کلامشان شده بود. 

دیروز روز واگویه زخم های اصلی حوزه مادری بود. پیامهایی که از سلاله مادری دریافت میکنیم و با خود آسیب های بالقوه ای به همراه دارد. مثل کامل باش، قوی باش، مستقل (یا وابسته) باش و ... که به شکل های مختلف توان اشتباه کردن و تجربه و زمین خوردن را از ما می گیرد و ما را به تظاهر و زیادی خوب بودن وادار می کند. البته تاوان این تظاهر را به قول دکتر استس در دندان قروچه های هنگام خواب می پردازیم. یکی از راه های عمیق شدن و درک این زخم ها نوشتن یک شجره نامه از سلاله زنان خانواده است. آیا من داستان زندگی مادر و مادربزرگ و اجداد مادریم را میدانم و از تاثیرات آشکار و پنهان آنها بر زندگی فعلی ام خبر دارم؟ این کار نقطه شروعی است برای قطع زنجیره ای از زخم ها که ما بخشی از آن هستیم. 

در پایان کارگاه هم هر کسی یک نماد مادری با خمیر بازی (که از مبین کش رفته بودم)  ساخت و این دوره هم با نقطه پایان خود رسید. 

 


معرفی مدرسان دپارتمان صلح درون
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۸  

مدتی است متوجه شده ام که خجالت بیش از حد ما در معرفی پیشینه کاری مان موجب سوءتفاهم و حتی سردرگمی مخاطبانی می شود که برای اولین بار نام دپارتمان صلح درون را می شنوند و یا حتی از دوستان قدیمی ما هستند. اگر چه در همین وبلاگ به تدریج روند تغییر مسیر خود از محیط زیست و اقتصاد به روانشناسی زنان را نوشته ام اما لازم دیدم که خلاصه ای از رزومه یا روند کاری خود را نیز ذکر نمایم که منجر به تشکیل دپارتمان صلح درون شد.

معرفی مدرسان دپارتمان صلح درون(مرکز تخصصی آموزش روانشناسی تحلیلی یونگ)

  • مهندس مریم طهماسبی، فوق لیسانس اقتصاد کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست از دانشگاه تهران
  • رتبه یک لیسانس و رتبه یک کنکور فوق لیسانس
  • شروع تحقیق، پژوهش و آموزش در زمینه روانشناسی یونگ از سال 1383 در بنیاد فرهنگ زندگی
  • تحقیق و پژوهش درباره رابطه زن و محیط زیست
  • تمرکز بر شاخه روانشناسی زنان از سال 1384 و برگزاری اولین دوره برای کتاب زنانی که با گرگ ها می دوند در همین سال و نیز سال 1388 به مدت ده جلسه برای فرهنگسرای خانواده
  • دارنده دو مقاله انگلیسی ISI INDEX در زمینه روانشناسی زنان و رابطه آن با تصمیمات اقتصادی زنان
  • کمک مدرس و طراح آموزشی دوره های اسطوره زنان و سفر قهرمانی زن در بنیاد فرهنگ زندگی
  • ترجمه دو عنوان کتاب از آقای دکتر رابرت جانسون در زمینه روانشناسی زنان
  • ویرایش تخصصی دو عنوان کتاب سفر قهرمانی زنان
  • جدا شدن از بنیاد فرهنگ زندگی در سال 1389 و تدریس مستقل
  • برگزاری 12 دوره آموزشی برای شهرداری تهران(منطقه شش) در زمینه روانشناسی زنان و تاثیر آن بر تصمیمات اقتصادی زنان
  • برگزاری 4 دوره برای خانه فرهنگ گلها درباره روانشناسی زنان
  • برگزاری دوره آموزشی برای موسسه آموزش توسعه هزاره سوم (شورای زنان بازرگان تهران)
  • برگزاری دوره های دریچه ای به سوی صلح درون(آموزش اسطوره زنان و مردان) برای مرکز صلح و محیط زیست
  • پایه گذاری دپارتمان صلح درون به عنوان مرکز تخصصی آموزش روانشناسی یونگ در مرکز صلح و محیط زیست
  • برگزاری کارگاه آموزشی کیفیت های مادرانه و تاثیر آن بر رشد و خلاقیت فردی و اجتماعی
  • تالیف کتابی درباره روانشناسی زنان (در دست ناشر)

و در حال حاضر مشغول کار تحقیقی بر روی ده ها کتاب و کتاب صوتی دست اولی هستم که از آمریکا و توسط روانشناسان برجسته یونگ و دوستان عزیزم خانم دکتر مارسی متس و آقای دکتر تیموتی هافمن (رئیس انجمن روانشناسی نیویورک) برای ما ارسال گردیده و ترجمه و انتشار آنها منابع غنی و پراهمیتی را در اختیار خوانندگان فارسی زبان قرار خواهد داد.

مدرس دیگر دپارتمان همسر من آقای مهندس سید عیسی هاشمی نیز فوق لیسانس اقتصاد کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست خود را از دانشگاه تهران همزمان با بنده دریافت نمود و از سال 1383 مطالعات روانشناسی تحلیلی خود را در بنیاد فرهنگ زندگی آغاز نمود. ایشان نیز صاحب دو عنوان مقاله در زمینه روانشناسی تحلیلی و تجربه غنی تدریس مسائل عمقی به ویژه در حوزه عواطف، بیداری قهرمان درون و سایه ها هستند و علاوه بر این در تحلیل فیلم با متد تحلیلی یونگ نیز خبره هستند. نکات بیشتری را خود ایشان در وبلاگ مشاهده گر خواهند نوشت.

دپارتمان صلح درون هیچ همکار آموزشی دیگری در حال حاضر ندارد اما کارگروه این دپارتمان  از حضور اساتید برزگواری چون آقای دکتر مجتهد شبستری، خانم دکتر صدیقه ببران و آقای مهندس مجابی بهره می برد.


زمان جدید شروع دوره اسطوره زنان
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٧  
با سلام و احترام 
.مهلت ثبت نام دوره اسطوره زنان یک هفته تمدید گردید. آغاز دوره پنجشنبه 28 اردیبهشت خواهد بود. 

تعداد جلسات: پنج جلسه از ساعت 14 الی 17 ( یک جلسه مقدماتی رایگان + چهار جلسه تدریس)

مدرسین دوره: مهندس مریم طهماسبی و سید عیسی هاشمی

هزینه دوره: صد هزار تومان

راه ثبت نام:  واریز وجه مذکور به شماره کارت 7037691706259116 بانک صادرات به نام خانم معصومه جرنگی نماینده مرکز صلح و محیط زیست

توجه: لطفا در صورت ثبت نام نام و مشخصات خود را به این شماره اس ام اس فرمائید 09384986555

برای کسب اطلاعات بیشتر و برقراری ارتباط با مدرسین کلاس ها می توانید از وبلاگ های زیر دیدن فرمائید

maryamtahmasebi@persianblog.ir

http://moshahedegar.persianblog.ir/


ثبت نام دوره اسطوره زنان
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٤  

به نام یگانه هستی بخش

دپارتمان صلح درون ( مرکز آموزشهای کاربردی روانشناسی تحلیلی در مرکز صلح و محیط زیست) از ابتدای سال 1391 فعالیت خود پس از برگزاری دوره های متعدد مستقل کار خود را به عنوان شاخه ای از مرکز صلح و محیط زیست با هدف ارتقاء سطح آگاهی مخاطبان از مفاهیم روانشناسی تحلیلی با شعار "روانشناسی تحلیلی؛ دریچه ای به صلح درون" در این غالب جدید آغاز نموده است.

دپارتمان صلح درون بر این عقیده استوار است که شناخت عمیق و دقیق از نیروهای متعدد درون روان انسان و برقراری صلح و توازن میان بخشهای متفاوت و گاهی متضاد روان انسان با استفاده از ابزار قصه های اسطوره ای شیوه ای است که موجب می شود صلح از درون هر فرد به سوی جامعه جریان یابد و هدف متعالی برقراری صلح میان جوامع بشری در بلند مدت تحقق یابد. شناخت شخصیت های زنان و مردان همچون دو بال پرواز یک پرنده و با اهمیتی یکسان مورد نیاز هم زنان و هم مردان است. 

زمان آغاز دوره : پنچشنبه 21 اردیبهشت 1391

تعداد جلسات: پنج جلسه از ساعت 14 الی 17 ( یک جلسه مقدماتی رایگان + چهار جلسه تدریس)

مدرسین دوره: مهندس مریم طهماسبی و سید عیسی هاشمی

هزینه دوره: صد هزار تومان

راه ثبت نام:  واریز وجه مذکور به شماره کارت 7037691706259116 بانک صادرات به نام خانم معصومه جرنگی نماینده مرکز صلح و محیط زیست

توجه: لطفا در صورت ثبت نام نام و مشخصات خود را به این شماره اس ام اس فرمائید 09384986555


کلمات کلیدی:
کو گوش شنوا؟
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۳  

خیلی سخته که کلی حرف بزنی و فکر کنی دیگران متوجه حرفات شدن بعد یه سوال بشنوی که بهت می فهمونه حتی یک کلمه از حرفایی که زدی شنیده نشده! حتی یک کلمه!

امروز داشتم فکر می کردم، مهم نیست بچه شیر باشی و نایب سلطان و یا بچه کرگدن و پوستت کلفت باشه. در هر صورت تا بچه ای ممکنه یه عقاب یا کفتار یا شغال یا هر چی دیگه تو رو به راحتی بخوره!


کلمات کلیدی:
زندگی /مرگ/ زندگی
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱۱  

دوستان عزیز کارگاه مادری، من هفته پیش به محصولاتمان سر زدم. همانطور که باغبان پیر گفته بود شاهی ها خودشان را به بالای خاک رسانده بودند و جعفری ها تازه در حال سر زدن بودند! 

این مطلب را در فیس بوکم گذاشتم و ترجمه اش را اینجا برایتان می گذارم 

 

دیدن تغییر میتواند دشوار باشد، زمانی که ما برای رهایی از گذشته مان سوگواری می کنیم تا اجازه دهیم که چیزی تازه از راه برسد و متولد شود. ما نمی توانیم همیشه بدانیم که واقعا چه چیز در حال رخ دادن است اما می توانیم با قلب هایمان حس کنیم که شروعی تازه در حال آغاز شدن است.

کرولین ام گرین لیف

 


کلمات کلیدی:
وای خدا جنگل!
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٩  

به معنی واقعی کلمه یک بخشی از روحم توی جنگل جا مونده! اصلا وقتی از شاهرود به سمت تهران سرازیر شدیم دچار غم غربت شدم! چطور ممکنه من این همه سال زنده بودم و گرگان رو ندیده بودم؟سوال خلاصه اینطور بگم که محشر بود.

بهترین میزبان های دنیا رو هم داشتیم. خیلی هیجان انگیزه که آدم 5-6 سال بعد از فارق التحصیلی با یک خانواده از دوستان خیلی عزیز (عباس واقفی و زهرا امیری) به خانه یک خانواده دیگر از دوستان دانشگاهش بره. مجید زرگری و همسر نازنینش یاسمن واقعا میزبان های دوست داشتنی و درجه یکی بودند و البته مجید یک ذره هم عوض نشده و تا روز آخر ما در حال کل کل و رو کم کنی بودیم. مبین هم خیلی بهش خوش گذشت و یک جورایی دوست نداشت که از عمو مجید جدا بشه. خونه دوستان عزیز ما ابتدای جنگل النگدره بود. خدائیش از این بهتر هم میشه؟ تا نهارخوران ده دقیقه راه بود و نیم ساعته بندر ترکمن بودیم. از همه باحال تر پاراگلایدر بود. من قبلا با پاراسل توی مالزی یه دور کوچیک زده بودم اما پریدن از بالای هزار پیچ یک حال دیگه داشت. یعنی هنوز رو آسمونم اینقدر که خوب بود. اگر یک روز بیشتر می موندیم بدون تردید می رفتم از درازنو یا جهان نما می پریدم که به جای ده دقیقه می تونی نیم ساعت فقط از روی جنگل بیای پائین. حیف که تهران جز دود و دم چیزی نداره و گرنه اینجا می رفتم دنبالش. من هر چی از آب می ترسم از آسمون هیچ ترسی ندارم. 

جای همتون خیلی خالی. واقعا سالها بود که به چنین سفری نرفته بودم و روحم دیگه داشت توی تهران می پوسید. 

هنوز تنه زیبای درختان کهن سال رو زیر دستم حس میکنم. وقتی به نابودی جنگل های شمال فکر میکنم گریه ام میگیره مگه میشه آدم این همه زیبائی رو نبینه و ... ولش کن. اونقدر حس خوبی ارم که اگر الان برم توی این فاز حالم خیلی گرفته میشه. اگر شما هم رفتید اون طرف ها حتما حتما پرواز رو تجربه کنید.


کلمات کلیدی: زمین ،جنگل
شرم و ترس
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۳  

دیشب در یک برنامه اینترنتی آنلاین خانم دکتر برنه براون حضور داشتم که استاد مطالعات زنان  و متخصص مباحث ترس و شرم هستند عواملی که مانع بروز خلاقیت می شود. وضعیت اینترنت خیلی بد بود و هر سه دقیقه قطع میشد اما صحبت های ایشون خیلی تاثیر گذار و عمیق بود. اینکه ترس می تواند آدم را فلج کند و شرم مانع بروز هر خلاقیت و ایده ای می شود. من که خودم هر دو حس را در محیط سخت و آزاردهنده آکادمیک تجربه کرده ام . اینکه مغزت را فلج کنند و قدرت هیچ استدلالی نداشته باشی. خلاصه که کارهای دکتر بروان خیلی جالب است و روی لذت و شادی به جای ترس و شرم در زنان تمرکز دارد.

این هفته عازم سفر هستم. شش سالی می شود که شمال نرفته ام مخصوصا گرگان را که اصلا نرفته بودم. دلم لک زده واسه جنگل و دریا


کلمات کلیدی: