حفاظت از کیان خانواده یا آسیب به آن؟
ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٧  

توی این مدت سرعت اتفاقات خیلی زیاد بوده و من فرصت واکنش به موقع را نداشتم و تقریبا تصمیم گرفتم  که فقط آنچه را بنویسم که به نوعی در دل و ذهنم ایجاد سوال و ناراحتی می کند. البته موضوع دردناکی مثل زلزله را کنار گذاشتم که حتی طاقت دیدن عکس هایش را نداشتم و سنگینی سایه مرگ در آن مرا به سکوت  به جای سخن وا میدارد.

چند سال است که توصیه دکتر جولیا کامرون را عمل میکنم و سعی میکنم هر روز برم پیاده روی تا پاشنه پایم با روح مادر زمین حرف بزند و تصاویر و صداها در ذهنم ماندگار شوند. یکی از خیابان هایی که زیاد در آن پیاده روی می کنم خیابان صنایع است که پر از مکان های متنوع مربوط به وزارت دفاع از بیمارستان گرفته تا سالن ورزشی و سالن عروسی است. یک مدت طولانی پلاکاردهایی بر سر در این مکان ها نصب کردند که از فلان تاریخ برای حفظ کیان خانواده در تمام محل های تفریحی و درمانی و رستوران ها و غیره و غیره وزارت دفاع ورورد بانوان با حجاب برتر چادر الزامی است.

هربار اینها را دیدم و ناراحت تر شدم از این همه بی تدبیری و ... که آدم نمی داند از مغز کدام متفکری نشات گرفته است. جدای از بحث غم انگیز تکلیف به زنان در جایی که تکلیفی برای آنان متصور نیست (درست مثل آیه مربوط به درخواست از زنان پیامبر از پشت پرده در قران که مردان نابکار و فرصت طلب موضوع را کاملا برعکس کردند و تکلیفی را که به مردان در این آیه شده را تبدیل به دست آویزی برای خانه نشین کردن زنان کردند)، نکته ظریف دیگری هم وجود دارد.

آیا مسولینی که این بخشنامه را به در و دیوار زده اند نمی دانند که حفظ کیان خانواده یعنی فراهم کردن بیشترین فرصت برای در کنار هم بودن اعضای خانواده و به ویژه جوانان در کنار والدین؟ آیا این مسوولین فکر کرده اند که صرف بخشنامه آنها منجر به چادری شدن کل دختران جوان این خانواده ها می شود؟ یا بالعکس این فرصت های کوچکی که برای تفریح و همراهی اعضای خانواده در کنار هم وجود دارد از بین می برند؟ آیا احتمال اینکه دختران جوان از رفتن به کلیه مکان های وابسته به صنایع دفاع با خانواده صرف نظر کنند بیشتر است یا چادری شدن آنها؟


کلمات کلیدی:
پست من کجاست؟!!
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٢  

چند روز پیش یک پست کوتاه نوشتم و لینک مربوط به روانشناسی زنان را هم در آن گذاشتم ولی حالا که خود وبلاگ را باز کردم نیست که نیست!!!سوال

مطلب در مورد ملاقات من با مادر قصه گو و خردمند دوست عزیزم بود که اینجا لینک کرده بودم. 

بگذریم. امان از توجیهاتی که شیطان برای شکستن روزه به صورت کاملا علمی! به سراغ آدم میفرسته. الان که یک روز در میان میخوام روزه بگیرم بیشتر اذیتم میکنه این وسوسه ها. همش میاد در گوشم میگه خوب روزه بگیر فقط آب بخور! این خیلی شیک ، علمی و درسته! راستش الان اصلا حوصله این توجیهات علمی رو که خودم استادش هستم ندارم. دوست دارم مقاومت کنم و این کار حالم رو خیلی بهتر میکنه. هنوز یادم نرفته که بچه تر بودم مامان اصلا اجازه نمی داد روزه بگیرم. همش با یک خوراکی دنبالم بود و حس می کرد من چون لاغرم پس حتما ضعیف هم هستم! اما خودم باور داشتم و دارم که جسم قوی و لجبازی دارم و به خاطر بدنم هم که شده دوست دارم مبارزه کنم. این تسلیم نشدن بهم انرژی میده. 


کلمات کلیدی:
فصل خوب خرید
ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٥  

یک مزیت فوق العاده ملاقات های هفتگی با خود که در رگه طلا توصیه شده این است که آدم می تواند دو ساعت به هر جا که عشقش کشید برود و من در یک فصل هایی از سال عشقم فقط به خرید کردن می کشد. مثلا ماه رمضان حراج های خیلی خوبی پیدا می شود و لذت خرید خوب را دو چندان می کند. البته من هم شانس و هم شم خوبی برای خرید در حراجی دارم و البته خرید از حراجی ها واقعا نیاز به چند قانون مهم هم دارد.

فقط دنبال چیزی بروید که واقعا نیاز دارید. منظورم این است که هرجا تابلوی حراج زده بود هیجان زده به داخل نپرید برای جیبتان خوب نیست! دوم اینکه چیزی را که واقعا دوست دارید و به شما می آید را بخرید. مطلقا فقط به دلیل اینکه قیمتش خوبه و مفته و از این حرف ها خرید نکنید حتی با وعده خیالی « اینو به یکی کادو میدم»

این بود نصایح من برای خرید در ماه خوب رمضان

تا انشای بعدی.....


کلمات کلیدی:
پاسخ به سوالات فلسفی زیر سه سال
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳  

فکر نمی کردم سن پاسخ به سوالات فلسفی قبل از سه سالگی فرا برسد اما آقا مبین جدیدا سوالات بسیار اساسی و فک انداز از من می پرسد.

مثلا همین امروز برایش آلو شابلونی خرد کردم و ایشان مشغول خوردن اول پرسید مامان این چیه؟ گفتم آلو،

گفت آلو چیه؟

گفتم میوه!

دوباره پرسید میوه چیه؟

گفتم یه خوردنی خوشمزه

از کجا آمده؟ خدا آفریده،

چرا خدا میوه آفریده؟

چون میوه خوشمزه و با خاصیته و خدا ما رو دوست داره،

چرا خدا ما رو دوست داره؟ چون ما رو خلق کرده

چرا ما رو خلق کرده؟ .... دیگه نمی دونستم فلسفه خلقت انسان رو چطور باید زیر سه سال توضیح بدم. البته مبین رابطه خوبی با خدا داره و هر وقت از دست من کلافه میشه سر به آسمون بلند میکنه و با لحنی که نمیتونی نخندی میگه: خدایا من از دست مریم چی کار کنم؟!!!!


کلمات کلیدی:
حس خوب رمضان
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢  

دارم هر روز بیشتر از دیروز به هوشمندی کامل جسم و ارتباط به شدت معنا دارش با روح ایمان پیدا می کنم. درسته که ما در روانشناسی بیماریهای روان تنی رو داریم اما تجربه با تئوری فرق داره.

قبل از ماه رمضان تقریبا مطمئن بودم که نمی تونم روزه بگیرم. اگر دو ساعت چیزی نمی خوردم معده ام درد می گرفت و سنگ کلیه هم اذیتم می کنه به علاوه چند تا مشکل دیگه که در مجموع تصور 17 ساعت چیزی نخوردن رو غیر ممکن می کرد. با خودم گفتم روز اول امتحان می کنم ببینم چی میشه. سحر اول رو خیلی زود بلند شدیم از نیم ساعت مونده به اذان دیگه چیزی نخوردیم و نیم ساعت بعد اذان خوابیدیم (این متد خیلی جواب میده شما هم امتحان کنید!). در ضمن سحر با معده ام صحبت کردم و براش توضیح دادم که امروز تا موقع افطار خبری از خوراکی نیست. اون هم خیلی با فهم و شعور اصلا اذیتم نکرد!

با این مدل فعلا سه روز را گرفته ام. اگر هم مشکلی پیش بیاید با این شیوه فکر کنم خیلی بیشتر از سال قبل بتوانم روزه بگیرم. یک نکته دیگه هم که کمک میکنه اینه که سرم به کتابی که خیلی دوست دارم گرمه و همین یاعث میشه گذر زمان اذیتم نکنه.

امیدوارم شما دوستان عزیز هم تجربه خوبی از ماه مبارک داشته باشید. التماس دعا


کلمات کلیدی: