چیزی که عوض داره گله نداره!
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٠  

الان سالهاست که سعی میکنم بیشتر از سه روز در هفته را تمام وقت بیرون خانه نباشم و بخشی از کارهایم را در خانه و کنار مبین انجام بدهم. این شیوه هم مزیت هایی دارد و هم معایبی.

 از معایبش اینکه مثلا گاهی فراموش میکنم که مبین از بازی کردن با خودش خسته شده و وقت بازی دو نفره است. آنقدر غرق لپ تاپم می شوم که مبین چند بار تکانم می دهد و صدایم می کند تا از دنیای خودم خارج شوم. گاهی هم که کار مهمی داشته ام با بی حوصلگی گفته ام: پسرم میشه وقت منو نگیری!

البته که به این ویژگیهای خودم افتخار نمیکنم اما آگاه شدن به همین ها و اعتراف بهشون هم اصلا کار راحتی نیست.

مدتی است که مبین یک آی پاد دست دوم هدیه گرفته و بدون هیچ آموزشی از جانب ما به قول معروف تهش رو درآورده!

چند روز پیش که داشت با ای پادش ور می رفت باهاش حرف می زدم که خیلی با آرامش و متانت و فیس و افاده برگشته به من میگه: مامان! میشه لطف کنی و وقت منو نگیری!!!!

یعنی تا چند لحظه نمی تونستم حرف بزنم از شدت تعجب و البته خنده

بالاخره چیزی که عوض داره گله نداره! :)


کلمات کلیدی:
پسرم چهارساله شد
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۳  

دیروز تولد مبین بود. چهار سال پیش در روز سوم مهر من مبین رو در آغوش گرفتم. مادر خیلی خوبی نیستم ولی از اینکه پسر خیلی خوبی دارم واقعا خوشحالم. مبین بچه مستقل و قدرتمندیه و این خیلی حس خوبی برای من داره.

یادمه روزی که از بیمارستان برگشتم خونه باورم نمی شد که زندگیم برای مدت نامعلومی کاملا عوض شده و دیگه نمیتونم عادتهای سابقم رو ادامه بدم. توی مسیر به عیسی گفتم برام همشهری جوان بخره و اون نسخه رو تا بیست روز بعد حتی ورق هم نزدم!

مادری، تجربه گرانقدر، خیلی دشوار، خیلی شیرین و خیلی عجیبی بوده تا به اینجا. قصد تکرارش رو ندارم البته ولی از اینکه مادر شدم خیلی خوشحالم.


کلمات کلیدی: