درختان مقدسند
ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٦  

 

دو هفته ای میشد که سیم کامپیوترم مفقود بود و دسترسی به اینترنت نداشتم(البته جدای از کامپیوتر داداش عزیز) اما در این مدت به جای اینترنت، اعتیاد خود را با خواندن هر روزه روزنامه همشهری تسکین می دادم و پنجشنبه بود که خبر کار شده توسط آقای درویش را خواندم. اولش شروع کردم به فحش دادن به جد و آباد عامل و آمر و هرکس دیگری که در قطع درختان کهنسال گیلان نقش داشته و بعد از شدت عصبانیت گریه ام گرفت.

آخه تا کی قراره با این سطح بیشعوری برکتهای زندگی رو از خودمون بگیریم. درختان مقدس نما؟! آخه هیچکس نیست به این بیشعورها درباره تقدس درختان چیزی یاد بده؟ یعنی یکبار هم لای قرآن رو باز نکردن تا بفهمن که حد تقدس طبیعت تا کجاست؟

همین روزها عده ای عازم سفر حج هستند. آیه ای در سوره حج هست که شگفت آوره و خانم گرجی (که شدیدا طرفدار محیط زیسته) هربار با شنیدن جنایتهایی از این دست در حق طبیعت اون رو می خونه. مضمون آیه درباره انتقام خداونده. اما نه از کافر و مشرک و بدحجاب و ... بلکه از کسی که آهویی را در بیابان خدا می کشد!  موضوع مال ایام حج بوده که حیات وحش خیلی به مکه نزدیک می شدند و یک عده مثل یهودی ها که شنبه ها را به ماهیگیری رفتند و مسخ به بوزینگان شدند از این نزدیکی استفاده کرده و آنها را شکار می کردند. اما واقعا شگفت انگیزه که خداوند لغت انتقام رو به کار می بره و واقعا انتقام خدا چیه؟

 

انتقام خدا غیر از این بلایی است که امروز سرمان آمده؟ که نه آسمان آبی را می بینیم، نه ستارگان را، نه حیوانات را ، نه درختان را و نه ...؟ که برکت از زندگیمان رفته که دخان بالای سرمان را گرفته و این وسط یک عده چهارنعل در حال بدتر کردن این وضعیت هستند و بقیه...

خدا خیر دهد امثال آقای درویش را که حساسیت نشان می دهند و امروز هم خواندم که جمعی از اساتید به احمدی نژاد در این باره نامه داده اند.

باید بگوئیم و اعتراض کنیم و فریاد بزنیم تا جایی که می شود. می دانم که اوضاع و احوال خیلی خیلی خراب است اما اگر حساسیت ها از دست برود دیگر معلوم نیست چه می شود. من خودم توی این چند روز به هرکی می شد گفتم و حتی امروز می خواستم به دکتر نظامی زنگ بزنم که روزگاری حافظ محیط زیست گیلان بود و حالا خانه نشین شده.

خدا شر قوم ظالمین را از سر طبیعتمان کم کند.


کلمات کلیدی: