ترجمه نادرست یا ...؟
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۳  

چند وقتی است که برنامه هایم سبک شده و هفته ای چند روز صبحها خانه هستم. در این مدت وقتی مشغول کارهای روزمره ام تلویزیون را هم روشن می کنم و حوالی ساعت ١٠ بعضی قسمتها از سریال تکراری رودخانه برفی را می بینم.

راستش تغییر دیالوگ های بازیگران و ایجاد نسبت های خانوادگی دروغین به دلایل مختلف امری عادی در تلویزیون است که هیچ ربطی به دوبلورهای توانا و ارزشمند ما ندارد. در واقع سیاستی است دیکته شده اما گاهی برخی ترجمه های نادرست و جهت دار وارد مسائل دیگری میشود که اصلا جزو خطوط قرمز عادی نیست. برای مثال سریال امروز درباره کارخانه چوب بری و قطع درختان بود. اینکه یک زن مخالف قطع درختان مزرعه اش باشد و نخواهد آنها را قربانی دنیای تجارت کند امری بسیار نیکوست اما در پایان سریال اتفاق جالبی افتاد. من به خاطر تقویت نیمچه سواد انگلیسی به حرکت لب بازیگران و آنچه واقعا می گویند نگاه می کنم و در مواردی خیلی هم ساده است. این خانم رضایت داد که از درختان مزرعه اش استفاده شود اما به شرط آنکه کارخانه در همان جا درختانی را دوباره بکارد

و این جمله را خیلی واضح و روشن بیان کرد.   اما آنچه بیان شد این بود

قبوله ولی باید آنها را انتخابی قطع کنید

جدای از بیمعنی بودن این حرف چرا در جایی که می شد با یک ترجمه صحیح به چنین مساله مهمی که حداقل باز کشت درختان قطع شده است، اشاره کرد باید چنین حرفی زده شود.

شاید به نظر برسد که موضوع چندان مهی نیست ولی هست و اتفاقا یا نشان از عدم آگاهی دارد که باید اصلاح شود و یا سیاستی نادرست که باید به آن گیر داد!

خوب می دانم که چقدر موضوعات خیلی مهمتر بر زمین مانده و چه فاجعه ها که رخ نمی دهد اما باز هم باید حتی این جور نکته های ساده را ببینیم. دیدن و گفتن حداقل حداقل کاری است که می کنیم. 

,
,
کلمات کلیدی: