نقاط عطف زندگی
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢  

چند روز پیش که پست قبل را نوشتم حس میکردم در زندگی کمتر احساس گم گشتگی داشته ام. اما به سرعت متوجه شدم که این فقط کلک ذهن خودآگاه من بوده و بس!

من هم گم شده ام و میشوم بسیار.

 شاید تفاوت در این باشد که حتی وقتی گم میشوم سعی میکنم دستاوردهایم را انکار نکنم و اشتباهاتم را نادیده نگیرم اما گم گشتگی نقطه عطفی در زندگی است که ما را به خود می آورد.

مثل ضربه ای که گیجمان میکند و ماشین پرسرعت زندگیمان را متوقف میکند و مجدانه از ما میپرسد: کجا میخواستی بری؟ الان کجا هستی؟

و چقدر ما زنها خوب این حس را میشناسیم که

نمیدانم چرا این همه بین آنچه میخواستم باشم و جایی که هستم فاصله هست؟

مشغول نوشتن مطالبی برای سفر قهرمانی زن هستم و ذهنم درگیر عدم تعادلهایی است که ما و دنیا به آن دچاریم.


کلمات کلیدی: