جبر یا نعمت خانه نشینی
ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱۳  

میگویند خدا راه های مختلفی برای آدم کردن بندگانش دارد( البته بگذریم از برخی بندگان مثل من که به این سادگی ها آدم بشو نیستیم)

یک از راه ها این است که بنده نادان را هم به مدعایش و هم به آنچه بدان مینازد بدفرم گرفتار میکند

یکی از چیزهایی که به شدت از آن میترسیدم خانه نشینی مطلق بود و حالا که به فرمان دکتر درازکش مطلق شده ام و مجبور که در این حالت مسخره کجکی دراز کش روی زمین تایپ کنم معنی جبر را خوب میفهمم. تقصیر خودم بود که به هیچ صراطی مستقیم نبودم و همچنان بیرون خانه مشغول تاخت و تاز و البته باز خدا را شکر که در این یک سال کلی تمرین خانه ماندن کرده بودم. یکی از ترسهای جالبی که سراغ آدم میاد اینه که  نکنه فراموش بشم، نکنه همه دستاوردهام از دست بره؟ و نکنه دیگه مفید نباشم؟

به هر صورت این هم یک نوع امتحان الهی است که امیدوارم در آن کم نیاورم. مخصوصا که با نعمت غیر قابل وصفی همراه است و باید هرطور شده صبرم را زیاد کنم.

التماس دعا از همگی


کلمات کلیدی: