صدای اذان
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢۳  

دیشب ٣ تا مهمان استرالیایی مهربان و خونگرم داشتیم. یکیشان دختر زیبایی بود به نام فلیسیتی که چند کلمه هم فارسی بلد بود و به محض ورود و شنیدن اسم من گفت که به گل مریم علاقه زیادی دارد. با وجود انگلیسی دست و پا شکسته ام ٣-۴ ساعتی حرف زدیم.

 جالبترین نکته برایم علاقه خاصشان به اذان بود جوری که همان اوائل ورود فلیسیتی از من پرسید که چرا صدای اذان شنیده نمیشود مگر شما مسجد ندارید؟ گفتم مسجد نزدیک ما نیست ولی تلویزیون اذان پخش میکند. وقتی علاقه اش را دیدم از عیسی خواستم که اذان موذن زاده را برایش کپی کند و موقعی که آن را با هم گوش دادیم به شدت اظهار علاقه می کردند و میگفتند آنقدر قدرتمند است که چیزی را درون آدم تکان میدهد.

 آنها مسلمان نبودند ولی فلیسیتی در تمام مدت داخل خانه هم حجابش را داشت و اطلاعات وسیعش در مورد تاریخ و فرهنگ ایران باعث تعجب بود. با شنیدن بعضی حرف هایش به خودم گفتم کاش خیلی از خود ما ایرانی ها به این اندازه درمورد کشورمان مطالعه داشتیم.


کلمات کلیدی: