تحریفات سلحشور در داستان حضرت یوسف
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۳  

هر هفته که میگذرد بیشتر از سکوت به اصطلاح مومنین نسبت به این همه دروغ و دغل سلحشور و تیمش در احسن القصص قرآن ناراحت میشوم. اوائل فکر میکردم که حتما به زودی موج اعتراضات مستدل شروع میشود اما دریغ و صد دریغ که یادم نبود ما اصلا و ابدا قرآن نمی خوانیم!

 آری ما ملت به ظاهر مسلمان اصلا با کلام خدا کاری نداریم. چه دردی دارد که 40 سال بعد از آن همه ناله و فریاد شریعتی ها هنوز امثال مفاتیح الجنان (که این تازه خوبشه که خیلی چیزهای پوچ و بیمعنا) جای قرآن را در زندگی ما گرفته اند. پس جای تعجبی نیست که صدای کسی درنمی آید. کسی نرفته ببیند که خدا چه می گوید و سلحشور چه غلطی کرده

در بخشی از آیه آخر سوره یوسف خداوند می فرماید: ما کان حدیثا یفتری این داستانی نیست که بر آن افترا بزنید و شاخ و برگ به آن بدهید.

خدا افترا زنندگان را لعنت کند.

اما چند موردی که مینویسم همه ماجرا نیست و ای کاش اهل قرآنی پیدا شود و حرف های دیگری بگوید. تحریفات سریال از خزعبلات مربوط به برادران یوسف آغاز شد و رفتار واقعا نامربوطی که به پیامبر خدا در این تبعیض آشکار میان فرزندان نسبت دادند. این قسمت ها که اصلا از فرط بی ربطی قابل بحث نیست. نگاه پست و غیر قرآنی سازندگان به همسران یعقوب و اینکه تمام گناه برادران را به گردن مادرانشان انداختند(چیزی که ابدا در قرآن نیست) از همان اول معلوم کرد که این جماعت به زن چگونه نگاه میکند.

از هنرپیشه غیرقابل تحمل یوسف در کودکی با آن رفتار ابلهانه که بگذریم این همه شاخ و برگ به رفتارهای خنده دار کاهنان اصلا جایی در قرآن ندارد و معبرین خواب در بارگاه پادشان تنها یکبار ظاهر میشوند و اظهار ناتوانی در تعبیر میکنند.

در هیچ کجای این سوره نیامده که یوسف مردم مصر را به یکتا پرستی دعوت کرد و تنها و تنها در زندان و برای مشخص کردن منشا تعبیر خواب خود به دو زندانی دین خود را عرضه نمود. حتی صریح آیه قرآن است که بر اساس دین ملک یوسف حق نگه داشتن برادر خود بنیامین را نداشت(ما کان لیاخذ اخاه فی دین ملک) و خدا به او یاد داد تا بدون خلاف بر آئین ملک و با سوالی هوشمندانه بنیامین را نگه دارد.

از همه مسخره تر بحث حکم حکومتی برای ازدواج یوسف بود انگار حالا که بحث انواع ازدواج زورکی جوانان دارد در مملکت ما حکومتی میشود خواسته بودند یک شمه را هم اینجا نمایش بدهند. ذلت و پستی که سازندگان این سریال برای زلیخا ایجاد کرده اند در هیچ کجای قرآن نیست و از همه مهمتر در ماجرای بریدن دست ها زنان به یوسف ملک کریم اطلاق میکنند نه جمیل و این اوج تعبیر زیبای قرآن است که درک زنان از یوسف فرای درک همه آدمهای اطراف او بود و گندی که سازندگان سریال بر این ماجرا زدند قابل بخشش نیست.

خیلی بحث های ظریف دیگری هم هست که برای طولانی نشدن این پست صرف نظر میکنم. خدا استاد بزرگوار خانم گرجی را زنده و سالم نگه دارد که نکات بسیار ارزشمند دیگری از سوره یوسف به ما یاد داد که متاسفانه به دلیل جو غیر قرآنی حاکم بر حتی مذهبیون جامعه نمیتوانم آنها را نقل کنم.


کلمات کلیدی: