اکتاب ها و آدمها و ...
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱  

ممنون از دوستان عزیزی که کتاب پیشنهاد کردند. کتاب عطر سنبل عطر کاج  را چندین بار خوانده ام که از قضا آخرین بارش همین دیشب بود و جالبه که برای اولین بار از شدت خنده کلی اشک ریختم. کتاب بینظیری است. این اولین کتابی بود که خنده های درونی مرا آشکار کرد. 

به نظر خیلی ها (از جمله برخی اعضای خانواده) من آدم زیادی جدی هستم و البته این واقعیت دارد که میتوانم هفته ها و هفته ها بدون کوچکترین لبخند ظاهری رویداد در هفته های همشهری جوان را بخوانم و در دل بخندم. اما در کل به حوزه طنز علاقه وافر دارم و در طول دبیرستان و دانشگاه نیش انتقاداتم را با طنزهای مختلف میگرفتم.

از نامه به شدت بی ادبانه سروش به دولت آبادی دلگیر شدم. چقدر سخت است که ببینی سروش هم مثل احمدی نژاد حرف بزند. رواج ادبیات این آدم در بین قشرهای مختلف مردم البته از تبعات ناخوشایند حضور او بر مسندی است که باید شاخص و نماینده فرهنگ ایران باشد و ... البته لابد سروش تلافی همه فحش های مصباح و تکفیر ها و ... را یکجا و از بی ربط ترین فرد به آن مسائل گرفته است.

سعی میکنم فردا برگردم چون این روزها خیلی حرف برای گفتن هست.


کلمات کلیدی: