بدیهیات اقتصاد و دروغهای شاخدار
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٤  

راست میگویند که وقتی کسی میخواهد در حالت اضطرار دروغ بگوید حافظه اش هم مختل میشود و ممکن است حرف های عجیبی بزند. دروغ هم که حناق نیست و در این روزها زیاد میشنویم. یک نمونه تکراری اقتصادی اش امشب دوباره از زبان مهمان برنامه تهران 20 خارج شد که میخواست به سرعت و با شدت کل مساله تورم 25 درصدی را از چهره دولت نهم پاک کند و توجیه دستپاچه خود را اینگونه ارائه داد که: بله تورم اصلا به این دولت مربوط نیست و تنها علت آن بحران اقتصاد جهانی است که در همه جای دنیا ایجاد تورم کرده است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آخه من نمیدونم ظرفیت هرکس برای دروغ گفتن و شنفتن چه قدره ولی ایشون دیگه شورش رو درآورده. هر کسی با بهره هوشی یک جلبک هم میداند که از اصلی ترین آثار این بحران اقتصادی رکود بوده و من کشوری در دنیا سراغ ندارم که به خاطر این رکود دچار تورم 25 درصدی شده باشد. از این مهمتر مگر آقای احمدی نژاد پایش را در یک کفش نکرده که ما اصلا از بحران اقتصادی کوچکترین تاثیری نپذیرفته ایم؟ یعنی کسی نمی فهمد که وقتی 75 درصد درآمد غول آسای نفتی این دولت ظرف 3 سال صرف واردات کالای مصرفی میشود، تولید داخلی به مرز نابودی کامل میرسد و بودجه طرح هایی مثل پارس جنوبی صرف صدقه نقدی به مردم استانهای مختلف میشود و ... دیگر اقتصاد کلا معنی خود را از دست میدهد؟

فکر نمیکنم عامه مردم شاخصهای واقعی اقتصاد کلان را در این سالها دنبال کرده باشند اما آنها هم خیلی چیزها را میفهمند و میدانند. بدیهیاتی که امروز عده ای سعی در انکار آن دارند. البته مسلما معلمان و بازنشستگان با حقوق این ماهشان و سود 2 سال گذشته سهام عدالت (سود از مجموعه هایی که تقریبا همه ورشکسته اند و با چه معجزه ای ییهو این همه سود داده اند نمیدانم!) خوشحال خواهند بود اما کافی است همانها هم نگاهی به 3 ماه بعدشان بیندازند و شاید خنده شان به گریه تبدیل شود.


کلمات کلیدی: