امیدواران
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۳  

امروز داشتم با تاکسی به سمت خانه میامدم و روی صندلی جلو غرق در افکار خودم بودم که پسر بچه ای دبستانی سعی کرد از شیشه یک پوستر احمدی نژاد را به دستم بدهد و من نگرفتم. خانمی که عقب نشسته بود با لحن مادرانه و محکمی آن پسر را از این تبلیغ منع کرد و این آغاز بحث انتخاباتی داخل تاکسی بود.

 نمی توانم به جزئیات مکالمات اشاره کنم که هرکسی سوار تاکسی و اتوبوس شده باشد خوب میداند نظرات واقعی مردم چیست اما چند نکته برایم جالب بود و اتفاقا در همه تاکسی ها که این هفته سوار شدم مشترک و آن خاطره خوش همه آنها از دوران موسوی بود. یعنی راننده و مسافرانی هم که خیلی انتقادات تندی داشتند و حتی نمی خواستند رای بدهند اذعان میکردند که از دوران موسوی خاطره بدی ندارند و این با توجه به اخلاق خاص ما مردم ایران موهبت بزرگی است.

 حس خوب من هم به موسوی دقیقا ناشی از حسی است که از طریق مادر و پدر و خانواده کسب کردم(قبل از شروع تبلیغات و شناخت نزدیک از میر حسین موسوی) موقعی که دوران نخست وزیری او تمام شد من تازه وارد کلاس اول شدم و بنابراین حتی چهره اش را به یاد نداشتم اما فکر میکنم در این انتخابات بیشتر نوستالژی مادر و پدر ها دارد روی بچه هایشان تاثیر میگذارند. در تاکسی ما خانمی که عقب نشسته بود شناسنامه ای سفید داشت و برایم جالب بود که برای اولین بار میخواست به موسوی رای بدهد. یاد مادربزرگ خدابیامرزم افتادم که در عمرش فقط یک بار و آن هم به خاتمی رای داد. راننده تصمیمش را نگرفته بود و دو نفر دیگر خاموش بودند. از تاکسی که پیاده شدم از جلوی یک مدرسه ابتدایی پسرانه گذشتم و صحنه ای را دیدم که به شدت حیرت زده ام کرد. امتحان بچه ها تمام شده بود و در یک جمع کوچک یکی داشت روپوش طوسی رنگ فرم را از تن به در میکرد تا تیشرت سبز زیر آن را به دوستانش نشان دهد. پا سست کردم و برایم یقین شد که حامی کوچک موسوی است چون دوستش هم با شوخی و خنده میگفت از فردا تیشرت صورتی میپوشم برای حمایت از احمدی نژاد! البته چند قدم پایینتر هم با دیدن دختران مدرسه راهنمایی که دستبند و تلهای سبز داشتند یقین پیدا کردم که جو انتخاباتی به سنین خیلی پایین هم رسیده و این خودش موهبت است. به خانه که رسیدم بچه های کوچه را دیدم که توپ پلاستیکی فوتبالشان را به دست گرفته اند و با شور و شوق درباره انتخابات حرف میزنند.  

دیدن این کودکان امیدوار که اصلا به سن رای هم نرسیده اند، شادی آفرین است امیدوارم امیدشان نا امید نشود.


کلمات کلیدی: