ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢۳  
قرار بود یه کم از سفرهای عید بگم. اولین سفر به مشهد بود. جالبترین قسمت سفر برای من یه عید دیدنی از خانه اقوام همسرم بود یک خانه قدیمی مال سال ۱۳۴۰ ولی بسیار زیبا و پر از خاطرات دور و نزدیک. صاحبان خانه سن بالایی دارند و الان چند یالیه که آمریکا زندگی می کنن ولی خانه رو کامل حفظ کرده بودن. عکس تمام اجداد خود را تا زمان ناصرالدین شاه به دیوار داشتن. خیلی خوش گذشت. مسافرت بعدی به اصفهان بود و هدف دید و بازدید. برای خودم جالبه که توی ۲ سال گذشته ۵-۶ بار رفتم اصفهان ولی اکثر جاهای تاریخی و دیدنی رو هنوز نرسیدم که ببینم! از دست این دید و بازدید ها. من عاشق جاده اصفهانم(مخصوصا از راه بزرگراه کاشان). نمی دونم چرا اینو به هر کس می گم تعجب می کنه ولی من توی راه اگه پشت فرمون باشم احتمال تصادف خیلی بالا میره چون نمی تونم از دیدن مناظر اطراف صرف نظر کنم. کوه های اطراف این جاده واقعا رویایی هستن و دشت ها واقعا زیبا. توی همه فصلی قشنگه. اصفهان رو کلا دوست دارم. مخصوصا همیشه با دیدن خونه های قدیمی و زیبا احساس حسادت می کنم. البته سوء تفاهم نشه به قدیمی ها حسودیم می شه. به آدمهایی که برای محل زندگی خودشون ارزش و اهمیت قائل بودن و به تمام جزئیات توجه می کردن کاری که ما از یاد بردیم و روحمون رو توی آپارتمان های کوچک و بد قیافه اسیر کردیم. از سفر شمال بعدا می گم. راستی فکر نکنین من دائم السفرم! در طول زندگیم این اولین بار بود که نه مدرسه داشتم و نه دانشگاه و می تونستم حداقل دید و بازدید ها رو برم. خیلی چیز ها هست که می خوام بنویسم ولی متاسفانه فعلا دسترسی زیادی به اینترنت ندارم.
کلمات کلیدی: