توضیحات ضروری
ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٦  

سلام سلام

بالاخره موفق شدم که یه پست بذارم! راستش من تو این دوهفته اصلا وقت بهت زدگی هم نداشتم. به قول مامانم چند تا هندوانه غیر از بچه هم برداشته ام که کارم رو سنگین کرده  بگذریم از بیخوابی که جدا روی من اثر بدی داره. الان دوباره یک هفته است که مشغول کنگر خوری و لنگر اندازی در منزل پدری هستم و به سلامتی آقا مبین را ختنه کردیم و سفر قهرمانیش شروع شد.

اما در مورد ماجرای هانیه خانم احساس کردم باید حتما توضیحاتی رو بدم

همیشه در مواجهه با مشکلات حاد و پیچیده دیگران احساسات  آدم تحریک میشه ، وجدان صداش در میاد و دوست داری کمک کنی. من هم  خیلی دلم برای هانیه خانم های این مملکت میسوزه اما خوب یا بد راستش به قواعدی پایبندم که به نظر خودم مهمه و جواب میده. اول اینکه هرگز ترحم یا تاثیر این موضوع رو به خود اون آدم بروز نمیدم. دوم اینکه پدرشوهر نازنینم حدیثی رو نقل میکنه که درستیش برای من کاملا ثابت شده است. فکر کنم از امام صادق باشه(نقل به مضمون) که میگه وقتی به کسی کمک کردی (انفاق، صدقه یا ...) با تمام توان ازش فرار کن و فاصله بگیر. این مساله کاملا درسته. توصیه میکنم هرگز به کسی که کمکش میکنید نچسبید، سعی نکنید از همه مشکلاتش سر دربیارید و بخواید که واسه همه بدبختی هاش راه حل پیدا کنید.

خیلی مهمه که فراموش نکنیم اگر دستتون رو تا آرنج عسل بزنید و در دهان یک فرد شدیدا گرسنه بگذارید حتما گازش میگیره اینو مطمئن باشید! پس بهتره همه به این توصیه قرآنی گوش بدیم و نه از خساست دست رو به گردن ببندیم و نه کاملا باز باز بلکه حد تعادل رو در همه چیز رعایت کنیم. در مورد خاص هانیه خانم هم قراره به دو تا موسسه خیریه که میشناسم معرفیش کنم تا در مورد دخترش کمکش کنن. امیدوارم یک روزی کشور ما از این همه بدبختی نجات پیدا کنه و دوباره در مسیر رشد و توسعه قرار بگیره .


کلمات کلیدی: