حرکت میان سایه ها
ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٦  

میدونین چرا پست قبلی رو درباره فایده حرکت نوشتم؟ سعی داشتم از افتادن دوباره به دام تنبلی های چند روزه اجتناب کنم اما به نظرم نشد و به جای افتادن میان ستارگان درست وسط یک سیاهچاله فرود آمدم!

حقیقتی که در این تنبلی های گاه به گاه هست من رو میترسونه با اینکه دانش روانشناسی به من کمک کرده که علتش رو بفهمم و کمتر خودم رو بهه خاطر مودی بودن سرزنش کنم اما در نهایت جنگ آتنا و پرسفون درون من تمومی نداره.

دو ماه بعد زایمان تصمیم گرفتم امتحان تافل بدم. ظرف یک ماه و نیم و با وجود بد خوابی های مبین این کار رو کردم و نمره خیلی خوبی هم گرفتم اما راضیم نکرد چون میخواستم حداقل 100 بگیرم! میدونم این یه جور دیوانگیه ولی من بهش مبتلام. حالا هم یک هفته است که روی مبل میشینم و سریال desperate housewife    نگاه میکنم و از انجام هر حرکتی خودداری میکنم. البته این سریال فوق العاده است ولی نیت من از دیدنش کاری نکردنه

این چیزیه که ناراحتم میکنه

به هر حال دوباره آتنا برگشته. تقویمم رو برداشتم و دارم کارهام رو برنامه ریزی میکنم. شاید بتونم خودم رو ببخشم


کلمات کلیدی: