آخر عشق و حال
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۳/٤  

اول اینکه کسی به نام احمد کامنت گذاشته بود که احتمال دادم احمد شریفی باشه. همکلاس قدیمی. اگه اینطور بوده حتما کامنت بذار. من و عیسی هر دو می خوایم بدونیم کجایی و چی کار می کنی.

اما بعد....

نمی دونید چقدر داره به من خوش می گذره. بعد از ۱۸ سال درس خواندن می خوام سال دیگه بشینم برای خانه داری و سال بعدش برم برای دکتری. آخه امسال وضع مالیه دانشگاه های کانادا خیلی خراب بود و نامه زدن که پذیرش به شما می دهیم فقط ۲۰۰۸ بیاید. ولی ربطش به خوشحالیه من همینه که سال دیگه یک استراحت حسابی می کنم. من عاشق درس خوندنم ولی بدون استراحت اصلا نمی شه. توی این ۳ سال که روانشناسی یونگ کار کردم٬ خوب فهمیدم که نباید به بقیه ابعاد وجودم بی اعتنایی کنم و حالا هم وقته استراحته. دلم می خواد از خیلی چیز ها بگم ولی تایپم هنوز خیلی کنده و زود خسته می شم. راستی دوستی به نام ستاره هن ابراز محبت کرده بود. اگر وبلاگ داری آدرسش رو بذار تا من هم سر بزنم.


کلمات کلیدی: