آنچه گذشت
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٩  

دیده اید این سریالهایی که پخششان می خورد به محرم و صفر و بعد مجبور میشوند یک (آنچه گذشت) طولانی پخش کنند؟

حالا شده حکایت من. آنقدر ننوشتم و ننوشتم که حالا باید یک آنچه گذشت برای سال گذشته بنویسم!

سال ١٣٨٩ از جهات مختلف برای من برکات زیادی داشت. شاید جزء پرکارترین سالهایی بود که گذراندنم. کارهایی که دوستشان داشتم و از انجام دادنشان خیلی راضی هستم.

از فروردین ماه که مبین ۶ ماهه شد کارهایم را شروع کردم. امسال آخرین کلاس اسطوره زنان را در بنیاد فرهنگ زندگی داشتم. بعد از آن کلاس البته دو کتاب را برای انتشارات فرهنگ زندگی کار کردم. یکی کتاب سفر قهرمانی زن که  عنوانش را برای چاپ تغییر دادم و دیگری کتاب تمرین سفر قهرمانی زن که هر دو کتاب های بسیار زیبایی است و توسط خانم سیمین موحد ترجمه شده است. من کار ویرایش تخصصی آنها را انجام دادم و  یک مقدمه کوتاه برای کتاب اول نوشتم. یک کتاب دیگه خودم کار کردم که فعلا چیزی در موردش نمیگم تا بعد...

بعد از پایان این دو کتاب به همکاری چند ساله ام با بنیاد فرهنگ زندگی خاتمه دادم و دیگر در آنجا فعالیتی ندارم. این هم تصمیم مهم و بزرگی بود که از آن راضیم. دلائلش هم بماند...

امسال ایده کاری به ذهنم رسید که اجرائی شدنش ارزش فوق العاده ای برایم داشت. یک شیوه جدید برای تدریس اقتصاد به زنان تدوین کردم که یک کار میان رشته ای بین اقتصاد و روانشناسی است و برای اولین بار در ۶ ناحیه از منطقه ۶ شهرداری تهران اجرا شد و استقبال خوبی هم داشت.

اتفاق بسیار خوب دیگر این بود که من و عیسی دو مقاله مشترک برای کنفرانس بین المللی روانشناسی دادیم و مقالات هر دویمان برای ارائه حضوری و چاپ در معتبرترین مجله روانشناسی دنیا پذیرفته شد. ان شاءالله اردیبهشت ماه که برای ارائه رفتیم جزئیات بیشتری را می نویسم.

از همه این دستاوردهای کاری مهم تر مبین است که دیدن رشد خارق العاده اش

احساس خوب جادوگری بهم میده! واقعا گاهی باور اینکه من این پسر رو به دنیا آوردم برام سخته. احتمالا من از اون مادرشوهر های انچنانی بشم! آخه از الان آواز به کس کسونش نمیدم به هیچ کسونش نمیدم، سر دادم!!

در فیس بوک خواهران عزیزی دارم که گروه فوق العاده ای با هم تشکیل دادیم. هزاران کیلومتر فاصله فیزیکی و قلبهایی که از فرط نزدیکی گرمایشان را حس میکنم. برکت بزرگی است که امیدوارم قدرش را بدانم.

فقط چند ساعت تا سال تحویل مونده و با همه برنامه ریزیها وقت بسیار کمی دارم برای انجام کارهای باقی مانده

دعا میکنم در سال جدید همه زندانی ها به آغوش خانواده برگردند و خیلی اتفاق های خوب دیگر بیفتد. سالی نو در راه است و از خداوند مهربان طلب خیر و برکت برای زندگی های جسمانی و روحانی همه دارم. آرزو میکنم که خداوند رحمان حالمان را به بهترین شکل متحول کند و قلب هایمان را با محبت مقلوب نماید.

سال نو مبارک


کلمات کلیدی: