فست فود بین المللی!
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٩  

آدم وقتی ماه چهار و پنج میلادی رو با هم قاطی کنه نتیجه همین میشه که به جای خرداد میخواد اردیبهشت بره کنفرانس! به هر حال ما هفته اول خرداد عازم هستیم. اما چون قول دادم هر از چندی بنویسم یک ماجرا از سفر عیدمان به مشهد براتون بگم.

امسال کلا مشهد خیلی خلوت بود و درک این موضوع به چشم غیر مسلح هم نیاز نداشت. اما به شکل عجیب و غریبی داخل حرم شلوغ بود! یعنی در خیابانها پرنده پر نمیزد و در حرم جای سوزن اندازی نبود. ما هم کلا از خیر داخل صحن رفتن گذشتیم و به نوا و صوت خوش پدر شوهر نازنینم در بیرون صحن قناعت کردیم. وقتی از حرم خارج شدیم، از آنجا که من کلا آدم روحانی نیستم و فکرم مدام دنبال عوالم جسمانی است، به محض خروج مستقیما چشمم افتاد به هتل عظیمی که دقیقا روبروی حرم ساخته اند. با فاصله بسیار نزدیک جوری که اگر بخوای هم نمیتونی که نبینیش. خود هتل هیچ چیز جالبی نداشت. نه معماری در خور و نه جذابیت بصری اما یک چیزی داشت که نزدیک بود چشمانم از حدقه در آید: یک تابلوی خیلی خیلی خیلی! بزرگ از فست فود بین المللی ماری بروان!!!! تازه تلفظ انگلیسی ماری را هم غلط نوشته بودند به چه گندگی!

نمیدانستم بخندم یا گریه کنم. خوشبختانه بقیه همراهان بر خلاف من آدمهای روحانی و خداشناسی هستند و در حال خودشان این افتخار مدرنیسم در دل سنت را ندیدند و بعد که من برایشان تعریف کردم، هیچ کدام نمیدانستیم چه بگوئیم. همه قوانین مربوط به منع به کارگیری اسامی خارجی در مغازه ها را می دانستیم و اینکه مثلا صاحب آیس پک چقدر خلاقیت از خودش در کرد تا توانست با پیدا کردن معادل فارسی از تغییر اسم فرار کند. اما حالا اینجا در چهار قدمی حرم امام رضا... باز هم نمیدانم چه بگویم.

از بس اوضاعمان گل و بلبل است و هوا مطبوع و همه چی آروم که خوب حتی جرات ندارم ضرب المثل معروفی را که در این مورد خیلی میچسبد برایتان بنویسم! شرمنده



کلمات کلیدی: