بیشتر مشکلات از فرهنگ است نه از شریعت
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  

راستش برای کسی چون من که نقدهای جدی به یکسری از مسائل شرعی و غیرکاربردی بودن آنها دارم نوشتن این مطالب کار ساده ای نیست. اما اصولا نمی توانم بی انصافی را تحمل کنم و ببینم که در اقصا نقاط جهان و  نیز داخل کشور خودمان رکیک ترین الفاظ به دلایل کاملا نامربوط نثار شریعت می شود.

درباره این که شریعت چه چیزهایی را شامل می شود و تا چه حد درست یا نادرست است همانگونه که گفتم حرف و نقد بسیار است (حداقل خود من در این باره صرفا قائل به متن قرآن هستم و نه چیز دیگر) اما من مشکل عمده کشورهایی که بنیادگرایان اسلامی در آنها حرف اول را می زنند را در فرهنگ منحط و پس افتاده میدانم نه شریعت اسلام.

چندی پیش یکی از دوستان آمریکائی ام که انسان بسیار متدین مسیحی است حرف بسیار زشتی درباره شریعت نوشت که شدیدا ناراحتم کرد. ماجرا از این قرار بود که دو مرد افغان در کانادا سه زن از خانواده خود را به ظن عمل خلاف عفت به قتل رسانده بودند. متاسفانه به دلیل قطعی اینترنت پاسخ دهی به او برایم غیر ممکن شد و مساله هم از زمان خودش گذشت اما این قصه از دل من نرفت که هر روز شاهد چنین ادعاهای بیهوده ای هستم.

شما هر دین، هر عقیده و هر مرامی را در کنار این فرهنگ منحط و عقب مانده بگذاری نتیجه ای جز قتل و خشونت علیه زنان حاصل نمی شود. سوءظن در اسلام حرام است. نسبت خلاف عفت و تهمت به زن با بالاترین تودهنی خداوند در قرآن مواجه می شود (ماجرای بازگشت یکی از همسران پیامبر با دو مرد که از سپاه عقب مانده بودند و شروع شایعات و بعد آیاتی که با شدید ترین لحن ممکن این گونه یاوه گویی درباره زنان را با با عذاب علیم جواب می دهد). قتل بالاترین گناه و هر قتل نفس به مثابه کشتن همه انسان های روز زمین است. حالا کجای این معادله وحشیگری افغان ها ردپایی از شریعت هست؟ متاسفانه روان جامعه جهانی هنوز گوش شنوایی برای این حرف ها ندارد و ترجیح می دهد تقصیر را بر گردن مذهب بیاندازد در حالی که فرهنگ جایگاه اول را دارد.

شما فکر کنید که هنوز پس از گذشت 1500 سال از ظهور اسلام در افغانستان و عربستان و .. پرسیدن نام زنی که همراه مردی است خلاف است و کار می تواند به خونریزی برسد (نمونه اش را اخیرا در جانستان کابلستان امیرخانی خواندم ) اما در همان عربستان پس از مرگ پیامبر زهرای مرضیه با صدای بلند جاهل مردان عرب را که زن را انسان هم حساب نمی کردند خطاب می کند که من فاطمه هستم، پدرم رسول خدا بود! این را دیروز خانم گرجی در مکالمه کوتاهی که پس از مدتها داشتیم برایم می گفت. اینکه ببین پیامبر در طول 20 سال چه کرده که زن را از جایگاه خرید و فروش و به ارث رسیدن به جایی رسانده که فاطمه برای گرفتن حقوق اقتصادی خود تا به این حد فعالیت می کند. در حالی که در سال 2012 در افغانستان هنوز زنان را به خاطر به دنیا آوردن فرزند دختر می کشند و زنان حق طلب ارث شرعی خود را ندارند. کجای این فرهنگ منحط عقب مانده شریعت حرف می زند؟ حرف این فرهنگ را فقط مردان کوته فکری میزنند که هر شریعت و آئینی را با امیال پست و پائین خودشان قیاس و توجیه می کنند.

اگر اینترنت قطع نمی شد اینها را برای دوستم ترجمه می کردم و می فرستادم اما صدای بنیادگرایان فعلا از صدای ما خیلی بلند تر است.


کلمات کلیدی: خانم گرجی ،حقوق زنان