در مراسم تقدیر از برترین زن کارآفرین مسلمان
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٤  

دیروز در مراسمی حضور یافتم که از جهات مختلف باعث افتخارم بود. خانم مقیمی را زنان کارآفرین و بازرگان تهران به خوبی می شناسند. ایشان به تازگی موفق به دریافت جایزه برترین زن کارآفرین جهان اسلام در میان 56  کشور مسلمان شده و به همین مناسبت دیروز عصر در اتاق بازگانی تهران مراسمی برای تقدیر از ایشان برگزار شد.

نمیدانم به چه علتی ! اما از من هم برای صحبت در این مراسم دعوت شده بود. زنان و مردان زیادی برای تبریک و تقدیر آمده بودند اما سهم زنان از سخنرانی مراسم به کوچکترین فرد جمع (چه از نظر سن و سال و چه از نظر جایگاه  علمی و اجتماعی) یعنی من رسیده بود. راستش کلا برای حضور در جمع های بزرگ استرس ندارم . مشکلی هم برای حرف زدن ندارم. همیشه زود میروم تا با نشستن در فضا با روح جمع رابطه بگیرم و حس راحتی پیدا کنم. مراسم با صحبت مهندس راسخ عضو اتاق بازرگانی آغاز شد و در ادامه مهندس میرمحمد صادقی نایب رئیس اتاق صحبت کرد.

به وضوح زمزمه های ناخشنودی خانمها را می شنیدم. در قلب جمع نشسته بودم و میدیدم که خانمها از اینکه تنها آقایان درباره موفقیت یک خانم حرف می زنند ناراحت هستند. به خصوص که یکی از سخنرانان در لا به لای صحبت هایش گفت: ایشان بر خلاف سایر خانمها هرگز از جذابیت های ظاهری خود برای کسب موفقیت استفاده  نکرده است! شنیدم که یکی از خانمها گفت کاش می شد همین الان به نشانه اعتراض جلسه را ترک کنیم. اما خوشبختانه فرد دیگری برای صحبت آمد که آب سردی بر این تب ایجاد شده ریخت.

آقای مهندس خلیلی پدر صنعت ایران و پیرمردی که به جهات مختلف مورد تحسین است. نامش آشنا به نظر می رسید اما قبلا او را ندیده بودم. مدام با خودم فکر می کردم که کجا اسم و رسم .و تعریف این پیرمرد نازنین را شنیده ام؟ در صحبت هایش گفت که 60 سال برای تهران کار کردم و تهران سرطان ریه را به من هدیه داد. صدایش خیلی ضعیف شده بود اما خودش با روحیه و استقامت صحبت می کرد. سخنران بعدی آقای پور فلاح بود و بعد نوبت به من رسید. خیلی کوتاه حرف زدم. شاید 3 دقیقه و تنها به دو نکته اشاره کردم. یکی اینکه لطفا آقایان به رابطه پیامبر رحمت و مهربانی با همسر بزرگوار خود حضرت خدیجه که بازرگان بی نظیری بود توجه داشته باشند. اینکه پیامبر مدیدیرت بازرگانی و ریاست تجاری ایشان را به راحتی می پذیرد و تا پایان عمر مبارک خود دست از ستایش خدیجه بر نم یدارد. این درس بسیار بزرگی است برای مردانی که حتی مدعیند زنان نباید بر مردان مدیریت کنند! و در بسیاری موارد هوش اقتصادی همسر خود را به تمسخر می گیرند. نکته دیگر اینکه مادری یک کیفیت زنانه است نه یک وضعیت صرفا بیولوژیک و رسوخ اخلاق و تفکر مادرانه (از تولد یک ایده گرفته تا پرورش آن و حمایت و به ثمر رساندن آن) در مدیریت و شیوه های تجارت مساله ای است که دنیا به آن نیازمند است. اینکه ما زنان باید دست خواهری به سوی هم دراز کنیم و اجازه دهیم تا جامعه زنانه در کنار هم رشد کند. سخنران آخر مراسم آقای دکتر فیض بخش استاد کارآفرینی بود. خیلی برایم جالب بود که حرف هایم را تائید کرد و حتی از شیوه های مدیریتی جدید مادرانه در دنیا صحبت کرد. آنچه مرا بسیار شرمنده نمود اعطای لوح های مشابه تقدیر به سخنرانان از طرف خانم مقیمی بود. تابلوهای سبز زیبایی اثر دست یک زن هنرمند. وقتی مراسم تمام شد دیگر یادم آمده بود که نام مهندس خلیلی را کجا شنیده ام. به او نزدیک شدم و آهسته گففتم: مطمئنم که شما پدربزرگ همسر من مرحوم دکتر تقی ابتکار را می شناسید. با شنیدن نام بابا تقی گل از گلش شکفت. سرطان صدایش را خیلی ضعیف کرده برای همین سرش را نزدیک گوشم آورد و گفت معلوم است که میشناسم ایشان دوست بسیار عزیزم بود و البته در ادامه جمله بسیار مهربانانه ای خطاب به من گفت که از ذکر آن معذورم! 

حضور در این جلسه انرژی بسیار خوبی داشت. از اینکه سهم زنان را (هر جند کوچک و محدود) برای صحبت بر عهده گرفتم خدا را شاکرم و از اینکه مورد محبت مرد نازنینی چون مهندس خلیلی واقع شدم خوشحالم. 

چند روزی بیشتر به شروع کارگاه نمانده بزودی برای دوستان عزیزی که تشریف می آورند یک پست می نویسم.