ترجمه یک سخنرانی از دکتر کارولین میس درباره کهن الگوی مادری(بخش اول)
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢۳  

خانم دکتر کارولین میس روانشناس یونگ و متخصص الیهیات را قبلا در وبلاگ معرفی کرده بودم. دوست نازنینم خانم دکتر مارسی متس این سخنرانی را امروز برایم فرستاد و ترجمه اش را به شما دوستان خوبم تقدیم میکنم.

" کهن الگوی مادری بی نهایت پیچیده است و وجوه متعددی دارد. مادر تغذیه کننده، مادر الهی، مادر سوء استفاده کننده، مادر رهاکننده و گایا (مادر زمین). اینها معروفترین کهن الگوهای مادری هستند اما انواع دیگری هم ایجاد شده است. مادر تخدیر شده که در واقع یک مادر معتاد است و مادر کارمند. اینها انواعی است که قبلا وجود نداشته اما همراه گسترش فرهنگ از آن منتج شده است. اینها هنوز تبدیل به کهن الگوهای قوی و پایدار نشده اند اما امکان دارد که جهت گسترش فرهنگی به آنها قدرت بدهد و پایدارشان کند. از طرفی این امکان هم وجود دارد که دوباره جذب کهن الگوی قدرتمند مادر اعظم شوند و از میان بروند.

مادربزرگ هم یک کهن الگوی مادری است که همیشه بوده و تا زمانی که مادری باشد مادربزرگی هم خواهد بود. من خودم مادر نیستم اما یک مادر خوانده خوب و رویایی برای شش برادرزاده و خواهر زاده ام هستم. آنها فکر میکنند که من قصر جادویی و یک باغ جادویی دارم که به نظر آنها خیلی بزرگ است. آنها مدام مشغول قایم موشک بازی هستند و این یکی از کارهایی است که می تواند خاله ها را دیوانه کند. اما در هر صورت من یک مادر خوانده رویایی هستم.

حالا اجازه دهید به شما نشان بدهم که تا چه حد کهن الگوی مادری قدرتمند است. شما می توانید به تاریخ نگاه کنید و ببینید که آنیما و آنیموس چگونه خود را به صورت کهن الگوی قدرتمندی در روان بشر نشان داده اند. در طول تاریخ شرق نقش آنیما و غرب نقش آنیموس را ایفا کرده است و حتی در چند دهه اخیر این نقش به جغرافیای سیاسی هم راه پیدا کرد جایی که مادر روسیه و عمو سام پدید آمد و ازدواج اینها نتایج خیلی بدی داشت. روسیه مادری محدود کننده بود که پانزده ملت را در اتحاد جماهیر شوروی زیر سلطه داشت و به نوعی آنها را مصرف و از آنها سوء استفاده می کرد. و عمو سام یک مدل بسیار متفاوت از یک پدر بود. مشکل او این بود که خیلی مغرور بود و دهانش را به روی خیلی چیزها بست. نتیجه ازدواج اینها وحشتناک بود چون آنها کنترل همه چیز را بدست گرفتند. در طول این ازدواج نادرست سایر ملل مجبور بودند هر چه این مادر و پدر می خواستند انجام دهند زیرا آنها شریانهای مالی و توان هسته ای را در دست داشتند. و کشورهای دیگر دنیا نمی توانستند با این مادر و پدر انحصارگر مقابله کنند. البته زمانی رسید که این کشورها نگران شدند زیرا اگر این مادر و پدر عصبانی می شدند همه کشورها به دردسر می افتادند. اتفاقی که افتاد این بود که مادر و پدر کهن الگوی زندگی مشترک را پایه گذاری کردند و زندگی مشترک جهانی را پایه گذاشتند. یک موهبت یادگیری دانش کهن الگوها این است که می توانی به دنیا نگاه کنی و فقط خودت را نبینی بلکه الگوهای حاکم بر روان جهانی را هم ببینی. اینکه الگوها را بخشی از رویداد ها، کار و همه چیز زندگی ببینی. اما دیدن این الگوها در زندگی فردی می تواند خیلی هم خطرناک باشد. اینکه تو فردی را در زندگی ات ببینی و بگویی تو فقط بخشی از الگوی آرکی تایپی من هستی و اگر من درس خود را فرا بگیرم دیگر به وجود تو در زندگی ام نیازی نخواهم داشت. این چیزی است که نگاه کهن الگویی در زندگی فردی را خطر آفرین می کند. 

گایا یعنی مادر زمین یک کهن الگوی بسیار زنده، قدرتمند و واقعی است. او زنده است. من شنیده ام که مردم می گویند مادر زمین عصبانی است. او طوفان و سیل و زلزله می فرستد تا به ما نشان دهد که از سطح آلودگی که در دنیا ایجاد کرده ایم ناخشنود است. گسترش آگاهی گایا اتفاق افتاده و گسترش سایه آن هم اتفاق می افتد. همه کهن الگوها سایه دارند. سایۀ مادر تغذیه کننده و حمایت کننده مادر محدود کننده و کنترل گر است. در فرهنگ ما زنی مثل دانا رید هست که نماد مادر کامل شده و همه دلشان می خواهد مثل او کامل به نظر برسند. بخشی از آنچه در گایا وجود دارد، آرماگدون است. و چرا من این را می گویم؟ چون اگر به پیشگویی انجیل نگاه کنیم  پیشگویی هایی درباره طبیعت وجود دارد. پیشگویی های درباره طبیعت به شکل جالبی در پیشگویی های غیر انجیلی مثل نستراداموس هم آمده است. گایا یک خدابانو است و 

ما خدابانوهای دیگری مانند مدونا  را داریم که او هم بخشی از معبد پانتئون بود."

این مطلب کمی طولانی شد برای همین قسمت دوم را در پست بعدی می گذارم.