ربایش لقمه از دهان مادر!
ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۸  

اون زمان که بچه بودم زیاد این حرف رو شنیدم که مادر لقمه رو از دهان خودش میگیره و به بچه اش میده. البته ما اون زمان بیش از امروز تفکر نمادین رو درک میکردیم و این ضرب المثل برای من به شکل های مختلف قابل درک بود. اینکه میدیدم مادرم همه جور برای ما از خودگذشتگی میکنه و هرگز ته دیگ ها رو برای خودش بر نمیداره!!!! البته این فقط یک مثال بود اما کی فکرش رو میکرد که سالها بعد تفکر نمادین در بچه ها به واقع گرایی محض تبدیل بشه و این ضرب المثل هم به این شکل تغییر کنه که بچه به هر قیمتی که شده لقمه را از دهان مادر بیرون می کشد؟؟؟!!!!تعجب

حالا این بلا سر خودم آمده و آقا مبین صبح سر صبحانه اول از بین حداقل سه گزینه انتخاب میکنه که میخواد چی بخوره. بعد مراقبه که من از همون نخورم! یعنی رسما به من میگه مامان نخولی تموم میشه ها! هر چند دقیقه هم چک میکنه نخورده باشم. حالا اگر ریسک کنم و یک لقمه بخورم و حضرت آقا متوجه بشه میدونید چی میگه به من؟ میگه مامان تف تن! زود باش تف تن! آخگریه

خدایا قراره چه تقاص های دیگه ای بابت اذیت کردن مادر پدرمون پس بدیم؟ خودت رحم کن!


کلمات کلیدی: