دکتر نازنینی که قصه گوش ها را می شنود
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٤  

فکر میکنم در روزگار ما داشتن پزشک خوب خانوادگی یک موهبت است. مخصوصا پزشکی که تو را از کودکی تا بزرگسالی بشناسد و به یاد داشته باشد. من و عیسی هر دو از نظر متخصص گوش و حلق و بینی این شانس را داشته ایم.

دیروز برای اولین بار دکتر احمدی زاده را دیدم. پیرمرد نازنین هشتاد ساله ای که فوق تخصص گوش و حلق و بینی است و از بچگی دکتر عیسی بوده است. اول با دقت به همه حرف هایت گوش می دهد. حداقل ده دقیقه تمام سوالات لازم را می پرسد (عیسی در ده سال گذشته فقط یک بار پیش او  رفته و پرونده اش هم نبود اما همه جزئیات مسائل عیسی را به خاطر داشت!) و بعد با دقتی مثال زدنی و آرامشی که در این روزگار کیمیاست معاینه ات می کند. با خوش اخلاقی مثال زدنی برایت نسخه می نویسد و حس میکنی اصلا همینکه پیش او رفتی حالت بهتر شده! حالا به نظرتان داشتن چنین پزشکی کیمیا نیست؟

من خودم یک دکتر گوش و حلق و بینی خیلی خوب دارم به اسم دکتر اخوین که همینقدر خوش اخلاق و با حوصله است اما دیروز به عیسی حسودیم شد و از دکتر خواستم که من را هم معاینه کند! 

دکتر احمدی زاده با یک نگاه قصه گوشت را می خواند. شش سال پیش که پدر همسرم پیش او رفته بود با یک نگاه به گوش او گفته بود که شما در جوانی ات دوش آب سرد زیاد گرفتی!!! واقعا دکتر نازنین و عجیبی است. من که کلا عاشق پیرمردها و پیرزنها هستم وقتی یکی مثل دکتر احمدی زاده را می بینم خیلی دلم میخواهد بپرم بغلش و ماچش کنم و  به خاطر بودنش تشکر کنم (که البته امکان پذیر نیست!خجالت)

خدا  عمر این دکترهای خوب را زیاد کند.


کلمات کلیدی: