پایان طوفان
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱  

آخیییییش

بالاخره طوفان شهریور تمام شد و به ساحل مهر رسیدیم! البته باید شرایط من رو می دیدید تا قبول کنید که مهر با وجود شروع همه کارها از کلاس و دپارتمان صلح درون و نشر و ... از این همه کار خانوادگی و غیر خانوادگی شهریور آسان تر خواهد گذشت ان شاءالله

به سلامتی پیش تولد آقا مبین را گرفتیم و خیالم از آخرین مارتن آخرین روز تابستان راحت شد. عکس اگر می خواهید فیس بوق!

از فردا مبین سه روز در هفته می رود مهد کودک. اسم مهدکودکش خانه کودکان مسلمان است و این شعبه که من گذاشتمش تازه افتتاح شده و جای خیلی قشنگی است. به خانم بروجردی و آیت اللهی هم با وجود عدم آشنایی قبلی اطمینان کردم. راستش در برخورد اول اونها از دیدن ما خیلی بیشتر تعجب کردن. شاید تصور یک خانم چادری از من داشتن ولی به هر حال با گفتگو به تفاهم رسیدیم. برای من هم خیلی مهم بود که مهد مبین هم مذهبی باشد و هم خیلی روشن و شاد. این گروه چون کارش را از کانادا شروع کرده اون شادی و روشنی را دارد البته به قول خانم آیت اللهی اگر برخی از این مادر پدرهای خشکه مذهب بگذارند!

من هیچ تمایلی ندارم که بچه ام ده تا زبان یادبگیرد و صد تا هنر و ... دوست دارم شاد و خوشحال باشد و از زندگی لذت ببرد. خانه کودکان مسلمان هم حسن بزرگشان این است که ادعا ندارند و آزادی زیادی به بچه های گروه سنی مبین می دهند. یک چیز دیگر هم که خیلی خوشم آمد اصرار مدیریت بر برف بازی و بازی های پائیز و زمستان در فضای باز بود که در مقابل ناز مادرها و گفتن بچمون سرما میخوره و ... کوتاه نمیان بچه ها رو حبس کنن تو اتاق! 


کلمات کلیدی: