حس فراموش شده
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۱  

حس بسیار خوبی از کلاسهای پیانو با ندای عزیز دارم. حس سبکی , شادی و لذتی که مدتها بود فراموش کرده بودم. دو ساعتی که با شادی و فراق بال در کنار ندا یادمیگیرم و لذت می برم باعث شده که خاطرات زنده و عجیبی از گذشته ها در زهنم مرور شود.

خاطرات روزهایی که صدا از مهمترین اجزای زندگیم بود و حتی روزگاری که قصد داشتم به کار دوبله رو بیاورم و عشقی که به ساختن فیلم در ذهنم، فقط و فقط برای انتخاب دوبلور برای شخصیتهای مختلف آن فیلمهای خیالی داشتم.

دارم میفهمم که شیوه یادگیری من خیلی با چیزی که قبلا فکر میکردم متفاوت است. به جای قاعده و قانون، روح و جانم یاد می گیرد و همه این چیزهای خوب و شگفت انگیز را مدیون ندا هستم که بهترین معلم پیانویی است که در دنیا می توانست برایم وجود داشته باشد. یک شگفتی دیگر این تجربه همراهی آواز و موسیقی با هم است. اینکه یاد میگیرم که صدایم را از قفسی که برایش ساخته ام آزاد کنم و دوی اکتاو بالا را با خیال راحت فریاد بزنم! :)

فیلم اسطوره ای و فراموش نشدنی آوای موسیقی را هم از ندا قرض گرفتم و برای اولین بار به شکل کامل و دوبله نشده نگاه کردم و وجد کودکانه ای از تکرار شعرهایش پیدا میکنم.

خوشحالم که سال 91 با این تجربه ها رو به پایان است.

خدا را شکر


کلمات کلیدی: