تاب سواری ممنوع!
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٧  

۳-۴ باری تا حالا کامنت هایی داشتم که از ذوق زدگی و خوشحالی من نسبت به زندگی ابراز نگرانی کرده و به زبان بی زبانی یا حتی مستقیم خواسته اند اینطور ننویسم. اما من به دلایلی این کار را نخواهم کرد. اول اینکه پنهان کردن شادی و ابراز نا خشنودی رسم بی نهایت ناخوشایندی است که بین ما ایرانی جماعت رواج عجیبی هم دارد. سوای از دلایل تاریخی انگار همه ما به شدت ترس از از دست دادن داریم. بگذارید واضح تر بگویم. شاید پشت پرده این کار؛ ترسمان این است که در واقع لیاقت همین قدر خوشبختی را هم که شانسی ! نصیبمان شده نداشتیم و حالا از ترس از دست دادن آن به بروز نا خوشایندی ها می پردازیم که خدای ناکرده کسی فکر نکند خوشی زده زیر دلمان و بخواهد آنرا از ما بگیرد. آنچه در این میان از بین می رود شکر نعمت است و آنچه بر جای می ماند مائیم که از بس غر غر کرده ایم دیگر توان به یاد آوردن خوشبختی هایمان را نداریم و مائیم که همه جا از تاکسی و اتوبوس گرفته تا هر جای دیگر زهر افکار سیاه به جان هم می ریزیم و از همه چیز می نالیم. این بدان معنا نیست که من با بیان مشکل مخالفم؛نا امید یاعصبانی نمی شوم یا از وضعیت فعلی کشور راضی ام. اما اینجا وبلاگ شخصی من است و ترجیح می دهم هر طور که دلم می گوید بنویسم . جدای از قضاوت های اجتماعی.

اما ماجرای تاب سواری!

حقیقت این است که من عاشق تاب سواری ام. آنقدر که گاهی با دیدن تاب‌٬ سن و سال و همه چیز را فراموش می کنم و به سمت تاب پرواز می کنم. عمیقا هم معتقدم که تاب سواری سن و سال ندارد و همه این حق را دارند که تاب بخورند! البته خوب من رعایت حقوق کودکان را هم می کنم و در پارک های عمومی و شلوغ جلوی خودم را می گیرم. اما چندی پیش که داشتم از پارک لاله رد می شدم در کنار تاب ها تابلوی بزرگی نصب شده بود که تاب سواری برای افراد بالای ۱۳ سال ممنوع! من قصد نداشتم که آنجا تاب سواری کنم ولی اگر بخواهند کنار همه تابها چنین تابلویی بزنند چه؟ برای همین از شهرداری تهران تقاضا دارم که حداقل یکسری تاب ویژه افراد بالای ۱۳ سال هم بسازند که حقوق حقه! ما تاب دوستان( امیدوارم غیر از من بزرگسال دیگری هم علاقه مند باش که ما درست شود!) ضایع نشود.


کلمات کلیدی: