محله ای که دوستش دارم
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٤  

در این دنیای مدرن شده که تکنولوژی می خواهد خود را به حلقوم زندگی همه فرو کند، من هنوز به خوشی های سنتی ام چسبیده ام.

الان چهار سالی می شود که در محله ازگل - گلچین ساکن هستیم و اینجا جایی است که می توانم آنرا واقعا یک محله بنامم. محله ای که دوستش دارم.

با وجود ساخت و سازهای وحشتناکی که باغهای زیبای ما را نابود می کند، اینجا محله ای است که می شود ساعت ها در کوچه باغهایش راه رفت، توت های کال و رسیده را با ولع از روی درختها دست چین کرد، به صدای آب و پرنده های سرخوش گوش داد و خلاصه سهم کوچکی از زیستن در طبیعت را تجربه کرد.

اینجا محله ای است که آقا رضای سوپری اش را آنقدر خوب میشناسم که هر وقت گیج و منگ پول اضافی بدهم بدون درنگ بر می گرداند و حتی اگر دچار مشکلی شوم می توانم از او کمک بگیرم. احمد آقای قصابش که می داند اصلا از گوشت سر در نمی آورم، سرم را کلاه نمی گذارد و با دلسوزی گوشت خوب برایم جدا می کند.

اینجا محله ای است که از قدم زدن در آن لذت می برم و برای لحظاتی یادم می رود که در تهران آلوده و خشن زندگی می کنم.


کلمات کلیدی: