سفرهای پسا انتخاباتی ما!
ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۸  

این مدتی که گذشت چقدر اتفاقات جور و واجور افتاد توی این ممکلت!

راستشو بخواید، روزی که مردم از خوشحالی پیروزی روحانی در اتوبان پشت سر خونه ما راه بندان درست کرده بودند، به همسرم گفتم: ای کاش این مردمی که الان این همه خوشحال و پر هیجان هستند، فردا وقتی سر کارشان رفتند سعی می کردند برای جبران خرابی های این هشت سال هر کدام کار کوچکی انجام بدهند. کم فروشی، دزدی از یکدیگر، خیانت در امانت و... آنقدر در اجتماع ما ایرانیان شدید و ترسناک شده که من به جای خوشحالی از پیروزی روحانی، به شکل جدی نگرانم. آدم بدبینی نیستم ولی واقع گرایم و خیلی می ترسم که پس از فروکش کردن هیجانات اولیه، همه فراموش کنند که ترمیم هشت سال ویرانی رخ داده در مملکت به حداقل ده سال کار شدید و ریاضت و سختی نیاز دارد و نمی شود که بیاییم به خیابان و بوق بزنیم و بعد برویم در خانه بنشینیم و انتظار داشته باشیم که همه چیز خود به خود درست شود. این جنبه از عقده مادر البته در ما ایرانیان خیلی گستردگی زیادی دارد.

در ده روز گذشته دو سفر خیلی خوب هم رفتم و جای همگی خالی. بعد از سالها رفتم دیدن دریا. همراه یکی از دوستان خوب به منزل مادرشان در کیاشهر رفتیم و هوا هم سنگ تمام گذاشت و سبک و خنک و عالی بود! :)

یک سفر یکروزه هم به کویر متین آباد رفتیم که آنجا هم در اکوکمپ متین آباد واقعا شب فوق العاده ای داشتیم و از هوا و آسمان و صحرا و شتر سواری و غذای طبیعی و خلاصه همه چیز لذت بردیم.

صدای رودخانه و دریا را هم برای بچه های کلاس داستان ضبط کردم که این ترم با رودخانه وحشی سروکار دارند.

امیدوارم همه چیز به سمت بهتر شدن حرکت کند. در درون و بیرون همه ما.


کلمات کلیدی: عقده مادر ،متین آباد