ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٢  

فکر نمی کردم فرصت چنین تجربه ای پیش بیاید اما داشتن دوست اهل سفر و خطر باعث می شود که آدم در تاریکی هوا سر از دهانه غار رودافشان در بیاورد! 

پنجشنبه با اقای همسر و دوستمان ساعت شش بعد از ظهر تصمیم گرفتیم از تهران بزنیم بیرون و خیلی تصادفی و بدون نقشه قبلی غار رودافشان را انتخاب کردیم. البته دوستمان تا به حال سه بار تا انتهای غار را رفته بود اما هدف این سفر کوتاه فقط رفتن تا دهانه غار بود. از آنجا که مستقیم از کلاس می رفتیم کفش مناسب نداشتم ولی در روستای جابان یک مغازه عجیب و غریب پیدا کردیم که تقریبا از شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو می فروخت. یک کفش خیلی ارزان قیمت خریدم و ساعت نه شب به دهانه غار رسیدیم. مسیر دسترسی نسبتا آسان بود ولی تاریکی در راه بازگشت باعث شد آقایان تفریح بیشتری داشته باشند و من را حسابی بترسانند!

خیلی دوست دارم که وارد این غار عظیم شوم که بزرگترین دهانه را در خاورمیانه دارد و در تاریکی شب شدیدا خوفناک به نظر می رسد. از آن جاهایی بود که بدنم با همه وجود فریاد می زد که فرار کن ولی یک کنجکاو احمقی که در من زیست می کند دلش می خواست جلوتر برود! :) نزدیک دهانه غار با صدای خفاش ها احمق درونم ساکت شد و به سرعت فرار کردم بالا! 

در نهایت تجربه منحصر به فردی بود. به نظر می رسد که غار رودافشان در حال ثبت جهانی است و رفتن به آن نباید دشوار باشد.


کلمات کلیدی: غار رودافشان