سفر نپال و بلندترین سکوی بانجی جامپینگ دنیا
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  

خیلی خیلی سفر خوبی بود. جای هم همگی خالی. البته نمی دونم چرا در این دو هفته اصلا دست و دلم به وبلاگ نمی رفت. طبیعت نپال واقعا ارزش دیدن داره و به جاده های مزخرفش و پایتخت کثیفش می ارزه کاملا. دیدن یک جفت کرگدن نر و ماده از فاصله یک متری سوار بر فیل رو با چی میشه مقایسه کرد؟!

یا پریدن از بلندترین سکوی بانجی جامپینگ دنیا رو که من باهاش بی نهایت حال کردم!

دو تا کوه بود (البته این نپالی ها چون هیمالیا رو دارن به بقیه کوه ها صرف نظر از بلندی میگن تپه! جدی ) که یک رودخانه خروشان از کف دره می گذشت. یک پل باریک دو تا کوه رو به هم وصل می کرد و درست وسط پل بساط سوئینگ و بانجی برپا بود. ارتفاع تا رودخانه 160 متر بود!!! درست شنیدید 160 متر یعنی بلند تر از یک برج 50 طبقه! و پرش از اون ارتفاع درست مثل پریدن بغل خدا بود!

واقعا سعی کردم تا لحظه آخر به ارتفاع وحشتناکش و بقیه چیزها فکر نکنم. فقط اون لحظه ای که طناب سنگین تو رو میکشه جلو و اون آقاهه از پشت هلت میده تازه می فهمی چه اتفاقی داره می افته!! عجیب بود. خیلی عجیب. مثل مواجهه با خود مرگ. تمومی نداشت لامصب. ما سوئینگ کردیم. یعنی با پا می پری پایین به ارتفاع بیش از صد متر سقوط آزاد و بعد با سرعت 150 کیلومتر در ساعت سوئینگ میکنی یعنی تاب می خوری. من صدام در نیومد. اصلا نتونستم جیغ بزنم. قلبم داشت منفجر میشد ولی از اون لحظه ای که تاب می خوری ترس مرگ جاش رو میده به لذتی غیر قابل وصف. آغوش خدا واقعا زیبا بود.

این آخر ماجرا نیست البته. وقتی طناب کمکی رو گرفتی و خودت رو کشیدی کنار رودخانه با اون حال و اوضاع باید زحمت بکشی و یک ساعت کوه نوردی اساسی با شیب غیر قابل وصف کنی و برگردی بالا!!! این آخریش منو کشت. مخصوصا که می دیدی این بچه آمریکایی های بزمجه عین بزکوهی ازت جلو میزنن و سوت زنان و بی خیال می رسن اون بالا و تو همچنان داری هن و هن می کنی!

این بلندترین سکوی دنیاست تا جایی که من میدونم و اگر کسی بره نپال و نپره واقعا از کفش رفته!

من عاشق تجربه های جدیدم و نپال واقعا تجربه های بی نظیری داشت.


کلمات کلیدی: