به عشق شادی و سعیده و دوستان عزیز دیگری که مرا می خوانند!
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٦  

راستش واقعا قصد نداشتم دیگه وبلاگ نویسی کنم. یعنی افتاده بودم روی اون دنده که میگه وبلاگ بی وبلاگ! :) ولی به عشق کامنت های سعیده و شادی و بقیه دوستان که انگیزه می دهند برگشتم!

این روزها با سرعت سرسام آوری می گذره ولی من همچنان دل به زندگی دادم و سعی میکنم از لحظه به لحظه اش لذت ببرم. بچه تر که بودم (مثلا 15 ساله) همش عجله داشتم. فکر میکردم الانه که عمرم تموم بشه و هیچ کار مهمی در دنیا نکرده باشم. ولی مدتیه که دیگه میدونم تنها کار مهمم توی این دنیا زندگی کردنه! :)

نمیدونم خبر دارید یا نه ولی کتاب بهار می رسد دکتر استس که مجموعه یادداشت های فیس بوکش در سال 2011 است جاپ شد. مهمان یک بخش کوچک از این کتاب زیبای بهاری که من ترجمه کردم باشید:

نفرت ضد عشق نیست

بی تفاوتی ضد عشق است

امروز عشق را اعمال کنید. به شیوه های خاص خودتان به کسی یا چیزی رو بیاورید. شفقت داشته باشید. با چیزی که درکش نمی کنید صبور باشید. کلمات محبت آمیز در پاسخ آدمهای کج خلق بگویید. سرسختی به معنای پستی نیست. وحشی بودن به معنای بی رحمی نیست. خرد چیزی بی اهمیت و مبتذل نیست.

از جایی که من می ایم، امید یک «حشره کوچک» نیست بلکه قناری پانصد پوندی ای است که از ته دل برای آینده ی شما آواز می خواند، اکنون و همیشه.

بروید و در ان اواز بایستید

و با عشق