بلقیس ملکه خردمند
ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٧  
چندی پیش داشتم سوره نمل رو می خوندم که به داستان سلیمان و ملکه سبا رسیدم و راستش به نظرم خیلی جالب رسیدو اینکه تاویل درست یا تفسیر اون چیه کار اهل فنه ولی من هم می خوام برداشت خودم رو بگم.
بلقیس ملکه قوم صباست و همراه آنها به پرستش خورشید مشغول است تا اینکه هدهد به سلیمان خبر می دهد و سلیمان
 نامه ای برای او ارسال می کند.
متن نامه حضرت سلیمان خیلی تند و تیز نوشته شده و خواهان یک تسلیم بی قید و شرط
  است:
                                               به نام خدا فورا تسلیم شو و به نزد ما بیا
اما به نظر من متن نامه به گونه ای است که اگر مردی حکفرما بود به سرعت طبل جنگ به صدا در می آمد(همانگونه که مشاوران مرد بلقیس هم پیشنهاد دادند)
ولی درست همین جاست که هوشمندی زنانه بلقیس در ترکیب با ایمان فطری او جلوی جنگ و خونریزی را گرفت. این ملکه خردمند حل مساله را به جای نابودی آن برگزید و با فرستادن هدیه ای دست به آزمون زد تا بداند آیا سلیمان مردی دنیا طلب است و یا«به نام خدا»ی اول نامه از عمق جان آمده و تسلیم را نه در برابر خود که در برابر خدا می خواهد. و این زن خردمند از آزمون شناخت تخت خود سربلند بیرون می آید و به سرعت و بدون گردن کلفتی و لجبازی ایمان می آورد.
خیلی خردمند است این زن
مثل مادر موسی که نامش مقدس است و گشاینده درهای بسته
مثل مریم که پرستنده خداست و بی واسطه با عرش و روح خدا متصل
مثل آسیه که در کنار فرعون زندگی می کند و سرور زنان است در بهشت
و مثل تمام زنان خردمند دیگری که وجود و نامشان مایه برکت است

کلمات کلیدی: