لاک پشت ها و زندان انفرادی!
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٥  

من از میان تمام حیواناتی که می توان در خانه نگه داشت فقط و فقط با لاک پشت ها رابطه خوبی دارم. آن هم لاک پشت های نیم بند انگشتی!

علتش را نمی دانم ولی به هیچ جانور دیگری حاضر نیستم دست بزنم. جالب اینکه این دو تا لاکپشتی که دارم گوشت خوارند و دندانهای تیزی هم دارند! البته خیال نکنید گوشت هم قیمت با طلا را می دهم اینها بخورند. پدر خوانده شان (طه) برایشان یک غذای مخصوص خریده بود که کفاف یک سال را می دهد.

 حالا اصل ماجرا این است که لاک پشت نر بزرگ تر شده و شدیدا تمایل به فرار دارد. تا حالا دو بار هم در رفته اما مشکل اینجاست که اینها آبزی هستند و مدت طولانی بیرون آب می میرند. این دو بار به هر بدبختی بود پیدایش کردم. ناقلا میره یه جاهایی هم قایم می شه که باید همه خونه رو دنبالش بگردی و خدا رو شکر که خونه ما هفتاد و پنج متر بیشتر نیست!

چند روز پیش پسر عموی هشت ساله ام خانه ما بود و وقتی فهمید که اینها فرار می کنند پیشنهاد جالبی داد که مرا به فکر فرو برد. گفت: یه دوربین وب کم به بالای ظرفشون وصل کن و سیمش رو ببر تا کامپیوتر و اینطوری می تونی همیشه کنترل کنی فرار نکنن.داشتم شاخ در می آوردم. بگذریم از اینکه یک بچه هشت ساله تسلط عجیبی به کامپیوتر دارد (که این روزها دیگر عجیب نیست) اما چرا باید چنین فکری به ذهن او برسد. می دانم که عشق اسپایدرمن و امثالهم دارد اما چرا فکر می کند که باید یک زندان انفرادی با دوربین مداربسته برای این دو تا لاک پشت نیم بند انگشتی درست کرد؟اما در مقابل پیشنهاد مامان عشق طبیعت من جالب بود که می گفت: باید ببریشون پارک تا آزادانه راه برن. گفتم مامان جان اینها خیلی تیز و تندن زود در می رن و بعد بی آب می میرن.گفت هیچ عیبی نداره تو باید دنبالشون بدوی! دست آخر فکر کنم پیشنهاد مامان رو ترجیح می دم اما هنوز تو فکر پسر عموی کوچکم هستم.
کلمات کلیدی: