وقتی نمی دانم...
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۱  

راستش نمی دونم چی بگم و چی بنویسم. درگذشت ناگهانی دوست آقای مجابی خیلی غمگینم کرد اما تقدیر امر غریب و مرگ امری قریب است و از هیچیک گریزی نیست. چرخ زندگی در همه حال می چرخد و من خوب می دانم که فقط گفتن این حرف هاست که راحت است.

آخر این هفته جلسه محفل انس(همان جلسه خانوادگی) است و کار زیادی دارد. حسم نمی گذارد از خیلی چیزها بنویسم.


کلمات کلیدی: