یاد گذشته ها
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٤  

امروز یاد گذشته ها کردم. یکی از بهترین دوستانم داره برای ادامه تحصیل می ره آمریکا و من امروز به خاطرات مشترک فکر می کردم. به سالهای هیجان انگیز دبیرستان

دور اول انتخاب خاتمی ما هنوز به سن رای نرسیده بودیم اما سالهای دبیرستان ما در آن روزهای پر از هیجان و التهاب گذشت. لغات جدیدی به دایره ذهنی مان اضافه شده بود. من و لاله برای جامعه مدنی تعریف جالبی داشتیم. هر وقت می خواستیم از روی چمن رد شویم زودی راهمان را عوض می کردیم و با خنده و شوخی می گفتیم: آخ آخ داشتی از روی جامعه مدنی رد میشدی! آنروزها له کردن چمن هم برای ما معنی خروج از مدنیت را داشت.

آن سالها دغدغه های لاله به شدت سیاسی و اجتماعی بود و من شدیدا آدم تئوریک و عاشق علم هایی مثل شیمی محض. لاله می خواست مهندس عمران شود و برود به روستا و من دنبال رشته تر و تمیزی که در آن پروفسور شوم!!!!

اما دست روزگار بازی های عجیبی با ما کرد. هر چه رفتیم سمت دانشگاه عقاید و تمایلاتمان عوض شد. لاله فیزیک محض خواند و من به اقتصاد کشاورزی و منابع طبیعی رفتم. روحیه لاله شدیدا علم طلب شد و من به انجمن اسلامی و بسیج سر می زدم که بدانم دنیا دست کیست.

حالا هنوز هم دوستان خوبی هستیم که شاید خیلی کم همدیگه رو ببینیم ولی خاطرات بی نظیری با هم داریم. الان چند سالی است که مهر ماه برای من هیچ شور و هیجانی نداره اما بی تردید سالهای دبیرستان از  بهترین سالهای زندگی ما بود.


کلمات کلیدی: