دیدارهای حقیقی و مجازی

یک مدتی که دور میشم از وبلاگ نویسی خیلی سخت دوباره تن به نوشتن میدم. زندگی هم که ماشالا افتاده روی دور تند نمیذاره ما نفس بکشیم. گاهی شتاب اتفاقات باعث میشه حتی چیزهای مهم رو نتونم بنویسم.

مثلا عزیزترین دوستم لاله از آمریکا آمد و یک ماه بود و رفت ولی من نتونستم 3 بار بیشتر ببینمش و هیچی هم از دیدارمون توی کافه کتاب لاله زار و ... نشد بنویسم. یا مثلا فیلم بوسیدن روی ماه را دیدم که خیلی خیلی دوست داشتم و مدتها بود که فیلمی تا این حد انسانی ندیده بودم و باز نشد بنویسم. این سه روز هم بازارچه خیریه بنیاد زینب بود.

این یکی رو البته فقط امروز سر زدم و کلی اتفاق خوب افتاد. دیدن دو تا از دوستان خوب دانشگاه یکی احمد شریفی و دیگری مهدیه توفیقی که یکی با زنش آمده بود و دیگری با شوهر و پسرش! فکر کنم 7-8 سالی بود که به صورت حقیقی و نه مجازی، ندیده بودمشان. انسیه شهرستانکی را هم بالاخره بعد از این همه سال دیدم. در واقع انسیه را فقط یک دیدار کوتاه در نمایشگاه مطبوعات 5 سال پیش دیده بودم. خلاصه که امروز روز دیدارهای غیر مجازی بود.

این شیوه ارتباط مجازی (اس ام اس و فیس بوک و وبلاگ و ...) باعث شد امروز دچار یکی از بزرگترین جاخوردگی های عمرم هم بشوم. وقتی که فهمیدم نرگس یکی از دوستانم که هفته ای چندیدین اس ام اس جک و... برای هم می فرستیم دیروز صاحب یک دختر شده است و من روحم هم از بارداری او خبر نداشته است!!!!

/ 5 نظر / 19 بازدید
مهدیه

[قلب][قلب]جدا این اینترنت باب دوستیهای زیادی رو باز کرده [شوخی]

پینه دوز

یزد خوش گذشت همسایه ؟[نیشخند]

پینه دوز

از ارزونی که نگو یه ازانس سوار شدم چون برای رفتن به چند جا دو جا متوقف شد من سفارشمو گرفتم برگشتم اخر سر حساب کردم 3500[نیشخند] به معنای واقعی خر کیف شدممممممممم[زبان] من دوست میدارم برم برای زندگانی اونجا ... خیلی زیبا بود :))) 5 بادگیر و دیدی با اب انبار و اتاق های زیر زورخونه ... کلا 5 بادگیر خیلی جالب بود... مسجد جامع هم لابود هنوز خراب بود !!

پینه دوز

دختر بد اینا چیه میگی به من !!! یعنی مسجد جامع نرفتی ؟ مشیر الممالک ، زورخونه ( اب انبار و بادگیر هاش و معماریش )، باغ دولت اباد بزرگترین بادگیر رو ندید؟!!! کلی جای دیگه !!! حالا پالوده یزدی خوردی ؟ شوری خوردی ؟ مشیر الممالکم رستورانش خوب بود .... همساده بیا با خودم یه سفر بریم ![شوخی]

زهرا

به به جای من رو هم خالی میکردی:))