سفرهای پسا انتخاباتی ما!

این مدتی که گذشت چقدر اتفاقات جور و واجور افتاد توی این ممکلت!

راستشو بخواید، روزی که مردم از خوشحالی پیروزی روحانی در اتوبان پشت سر خونه ما راه بندان درست کرده بودند، به همسرم گفتم: ای کاش این مردمی که الان این همه خوشحال و پر هیجان هستند، فردا وقتی سر کارشان رفتند سعی می کردند برای جبران خرابی های این هشت سال هر کدام کار کوچکی انجام بدهند. کم فروشی، دزدی از یکدیگر، خیانت در امانت و... آنقدر در اجتماع ما ایرانیان شدید و ترسناک شده که من به جای خوشحالی از پیروزی روحانی، به شکل جدی نگرانم. آدم بدبینی نیستم ولی واقع گرایم و خیلی می ترسم که پس از فروکش کردن هیجانات اولیه، همه فراموش کنند که ترمیم هشت سال ویرانی رخ داده در مملکت به حداقل ده سال کار شدید و ریاضت و سختی نیاز دارد و نمی شود که بیاییم به خیابان و بوق بزنیم و بعد برویم در خانه بنشینیم و انتظار داشته باشیم که همه چیز خود به خود درست شود. این جنبه از عقده مادر البته در ما ایرانیان خیلی گستردگی زیادی دارد.

در ده روز گذشته دو سفر خیلی خوب هم رفتم و جای همگی خالی. بعد از سالها رفتم دیدن دریا. همراه یکی از دوستان خوب به منزل مادرشان در کیاشهر رفتیم و هوا هم سنگ تمام گذاشت و سبک و خنک و عالی بود! :)

یک سفر یکروزه هم به کویر متین آباد رفتیم که آنجا هم در اکوکمپ متین آباد واقعا شب فوق العاده ای داشتیم و از هوا و آسمان و صحرا و شتر سواری و غذای طبیعی و خلاصه همه چیز لذت بردیم.

صدای رودخانه و دریا را هم برای بچه های کلاس داستان ضبط کردم که این ترم با رودخانه وحشی سروکار دارند.

امیدوارم همه چیز به سمت بهتر شدن حرکت کند. در درون و بیرون همه ما.

/ 2 نظر / 17 بازدید
پینه دوز

من فکر میکنم همه ی ما واقعا باید برای داشتن و ایجاد یک شبکه در محیطی که هستیم تلاش کنیم و برای همین دغدغه ایی که گفتیم با مردم صحبت کنیم در سطحی که می تونیم ... من هم زییاد امیدوارم میشوم نه ؟ من همیشه فکر میکنم ما اگر بخواهیم کوه هم تکون میدیم [نیشخند] در عین حال گاهی هم [وحشتناک] سفرررررررررررررررررررررررر خیلی خوبه منم همین دیشب از دریا امدم هوا و جاده عالی بود

مريم

سلام مريم عزيز قبل از هر چيز بايد بگم كه از اينكه وبلاگ يكي از هم دانشگاهيامو ديدم هم خيلي خوشحال شدم و هم تعجب كردم . تعجبم از اين هست كه با توجه به اينكه در رشته خودت (اقتصاد) موفق بودي چرا اونو ادامه ندادي؟ سوالم از اين بابته كه همسر من از هم گروهيهاي شما بود (مقطع دكترا) و من گرايش ديگري از كشاورزي والان خيلي اصرار داره كه من تغيير گرايش بدم و اقتصاد بخونم. يك مقدار در دو راهي موندم كه دكتراي رشته خودمو بخونم يا اقتصادو شروع كنم. ممنون ميشم اگر راهنمايي كني.