این کجا و آن کجا...

دیروز رفته بودیم شهروند که تصادفی به یک همکلاسی دوران مدرسه عیسی برخورد کردیم. این دوست یک استودیوی مجهز عکس و فیلم عروس و داماد دارد و خلاصه کارش بسیار سکه است. می گفت دیروز از سفر یک ماهه به آفریقا برگشته، اولش فکر کردیم که رفته بوده برای تفریح بعد دیدیم نه! وقتی میشه در کنار کار این همه تفریح کرد چرا باید همین طوری بره. خلاصه با یک عروس و داماد رفته بود که برای هانی موون! آفریقا رو انتخاب کرده بودند و گروه عکس و فیلم رو هم یک ماه با خودشون برده بودن!!!!!! عروس خانم میل داشتن با بزرگترین لاک پشت دنیا عکس بگیرن و ... راستش سعی میکردم از بهت زدگی بیش از حد خودداری کنم ولی وقتی گفت شازده داماد در طول سفر به راحتی 100 میلیون خرج کرده دیگه جلوی فکم را نشد بگیرم! یعنی جدای هزینه گروه عکس و هزینه سفر و ... طرف 100 میلیون هم هویجوری! خرج کرده. 

خلاصه بعدش داشتم به بچه های مارز فکر میکردم. واحه ای آنسوی بشاگرد که از نزدیک دیدم و الان دوستم خانم مهرابی سالهاست که کار می کند و برایشان مدرسه ساخته و یک کارگاه بسیار عالی برای زنان و دختران که کیف و کفش گلیم بافی و ده ها مدل صنایع دستی درست می کنند و خرج صدها خانواده در می آید و...

نمی دانم شاید اصلا این مقایسه ها بین آن عروس و داماد و این بچه ها درست نباشد اما نمی توانم از خودم نپرسم که آیا هدر رفت پول و ذخایر مملکت و شیوه توزیع ثروت در همه سطوح این گونه است؟!

/ 5 نظر / 7 بازدید

تو به کنکور پزشکی و من به کنکور وصال هردو مردودیم اما این کجا و آن کجا.

پینه دوز

مریمی من الان پستت و بلند بلند برای رضا خوندم و هی داد می زدم وااااااااااااااااااااااااااااای وااااااااااااااااااااااااااااااااااای واااااااااااااااااااااااااای یعنی از توان درکم خارجه !! توزیع ثروت !!!؟ چه چیز خوبی را گفتی ؟؟! میگم کاش می دونستیم داماد چه کارس باباش چی کارس ؟ از سرمایه فرهنگی بهره بردند یا نه ؟؟ میگم ادم با خودش فکر میکنه این عروس نباید شکل معمولی با دامادش داشته باشن !!! اخه بزرگ ترین لاک پشت!!!! واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای !!! خدااااااااااااااااااااااااااااااا!! من زیاد حتی راه دور نرفتم تا بشاگرد هم فکر نکردم .... یاد خیلی از دوستانم افتادم که اصلا عروسی نگرفتند و ترجیح دادن پولشو بردارن و برن برای دکترا این ور و انور جهان ان هم با استرس تمام .... بچه هایی که ادامه تحصیلشان در خارج از ایران با استرس موقعیت مالی خانواده هایشان در ایران همراه .... کاش راه پول در اوردن این قشر برای ما بیشتر معلوم بود ... دو هفته پیش برادر عشقول که از المان ا مده بود میگفت (اشاره به ماشین های مدل بالا ی المانی در شهر تهران) خود المان ها پول خرید این ماشین ها رو ندارن ... یک ماه پیش هم

زهرا

این روزا مردم خوب دارن خودشون رو نشون می دن...واقعا از ماست که بر ماست...همهدر پی این گرونی ها به بی ارزش شدن مالشون فک میکنن...حالمرو به هم می زنن..:(((همین یارو هم حتما می گه اگه دلار ارزون بود 30 تومن بیشتر پیاده نمی شدیم!!!

مهدیه

[اضطراب] حالا ما بخوایم شوهر کنیم دم مونو میگیرن میبرن حلبی آباد آخه من موندم یه عده دنیا رو دارن آخرت رو ندارن یه عده آخرت دارن دنیا ندارن من که هیچ کدومو ندارم کجا فرار کنم[خنده]هههههه

مهدیه

نه بابا ما که نا امید شدیم هر چی تو نیازمندها زدیم افاقه نکرد [زبان]