تحلیل فیلمی که توصیه کردم

راستش حق دارید اگر فکر کنید جو گیر شدم مساله اینه که هنوز فیلم رو ندیدید و من غیر از امر غلیظ ! به دیدن فیلم توضیح دیگری ندادم.

فیلم درباره زندگی زنان خدمتکار در آمریکای دهه 60 در یک منطقه خاص آمریکاست که شاید بعد از همه ایالت ها دست از برده داری کشید و تبعیض نژادی در آن خیلی جدی بود.

اما فیلم به نظر من درباره تبعیض نژادی نیست. درباره ما زنهاست. نقش مردها در فیلم به شدت کمرنگ است. موضوعاتی که مطرح می شود را اگر تبعیض بدانیم باید اعتراف کنیم که همچنان و شدیدا به آنها گرفتاریم. مگر الان در خانه هایی که خدمتکار هست با آنها عموما چه برخوردی می شود؟ وقتی سال گذشته هانیه خانم گفت که تانکر آبشان خالی شده و اجازه خواست بعد از اتمام کار حمام کند و من بلافاصله قبول کردم داشت شاخ در می آورد! گفت هیچ کس به او چنین اجازه ای نداده و بیشتر فکر می کنند کثیف است. حالا نوبت من بود که تعجب کنم. چطور ممکن است کسی را برای تمیز کردن به خانه بیاوریم و فکر کنیم خودش کثیف است؟

باید فیلم را ببینید تا اینها را بهتر متوجه بشوید. اکثریت ما به اندازه هیلی نژاد پرستیم. برای همین گفتم که فیلم کثافت را توی صورت خودمان پرت می کند. بیشتر ما به اندازه الیزابت ترسوئیم و جرات مخالفت با زنان دیگر را نداریم. بیشتر ما نژاد پرستان کوچکی هستیم که در حوض های خودمان شنا میکنیم وای به روزی که دریا نصیبمان شود!

یک جنبه بسیار زیبای دیگر فیلم این است که پروسه بهبود زخم را در زندگی زنان تصویر میکند.اینکه هیچ چیز آسان رخ نمی دهد. جواب دادن به این سوال که " آیا برایت سخت نبود از بچه دیگران مراقبت کنی در حالی که بچه خودت در خانه تنهاست؟" شاید چند ماه زمان ببرد. یک نکته دیگر تاثیر شگفت انگیز "نوشتن" بر شفای زخم روحی زنان است.

اگر در فیلم دقت کنید هر دو خدمتکاری که قبول میکنند داستان را آغاز کنند یک جاهایی اصرار می کنند حرفشان همانگونه که می گویند نوشته شود. مثلا شخصیت اصلی که دیمیتر شکست خورده و فرزند مرده ای دارد می گوید این را حتما بنویس" خانم الیزابت دیگر نباید بچه دار شود" چرا؟ چو ن این زن دارد رنج دختر کوچولویی که مادرش به او شدیدا بی توجه است می بیند. دختر کوچولویی که هیچ محبتی دریافت نمی کند و به خاطر چاقی خود در سن سه سالگی تحقیر می شود!

فیلم نکات عمیق زنانه زیاد دارد. باید ببینید و برگردید تا با هم بیشتر حرف بزنیم.

/ 7 نظر / 9 بازدید
مهدیه

راست میگی باید این فیلم رو ببینم - ولی مریم جون جدای این مباحث قلم فوق العاده ای داری ها از این نعمت استفاده کن فوق العاده مینویسی و چون درد رو کامل تا مغز استخوان درک کردی ارتباط خوبی با خواننده برقرار میکنی -کتابی رو که گفتید راستش از دوسه تا کتاب فروشی قزوین پرسیدم نبود به بابا میگم از شمال بخره واسم-[گل]

مهدیه

داستانی رو که نوشتید - میتونم بخونم میشه اگه امکانش هست ها برام بفرستید بخونم - خیلی دوست دارم بخونم -[گل] -

پینه دوز

دو یا سه هفته پیش بود که با رضا نشستیم و از دیدن این فیلم فوق العاده لذت بردیم . واقها زیبا بود .... مخصوصا وقتی در مورد بچه دار نشدن ان ها می گفت یا صحنه ایی که خدمتکار خانه ی نویسنده اخراج شد و ان بچه که می گفت تو مادر واقعی من هستی در تمام طول فیلم حس تحقیر شدگی زنان سفید پوست را در زندگی در .اکنش به خدمتکاران می شد دید مشابه ان رفتار با خانم سفید پوست تازه وارد بود یک جور عقده در رفتار ها مشهود بود . برم بقیه ی پستتم بخونم [نیشخند]

عیسی

به به می بینم که همسرجان به مسلک ما در آمده این و فیلم را تحلیل می نمایید و نظر می دهید و اینا ما هم یک آورین به شما می گوییم و عرض می کنیم که لطف نموده دی وی دی این فیلم مربوطه را در دسترس بنده قرار داده تا بنده نیز بتوانم از این شاهکار مخلوق کمال استفاده را برده بوده باشم. :دی دو نقطه پی

پینه دوز

اییییی لطفا این کامنتای منو بپاک دوست جون چند تا اخه امده !!!

شادی

[گل]سلام من فیلم مورد گفتگو را ندیده ام ! اما گفتگوهای زیادی در مورد خدمتکاران !مثل جمله های ای که شما از فیلم نوشتید در دور و اطراف خود بسیار شنیدهام و میتوانم خیلی ها را به جای بازیگران آن فیلم به تصویر بکشم & نظر خودتان چقدر به دل می نشیند شما درست میگید هر کدام از ما ... باید از خود شروع کرد & نمی دانم میشه بگم روز جهانی زن مبارک !

شادی

وصف ایشان را شنیدهام اما هرگز شانس دیدنشان را نداشته ام